محمد حسن بن محمد باقر صفى عليشاه
67
عرفان الحق ( فارسى )
اگر تعقل كنى همين معجزه كافى است و حاجت بمعجزات ديگر نيست . فقير كارى به آن معجزات كه ذكر كردهاند و در كتابها نوشتهاند ندارم ، كه شبههبردار باشد و صدق و كذب را محتمل بود و بر منكرين مدلل نتوان داشت و بر خصم حجت نتواند بود . اما خود فقير تصديق تمام آن معجزات را دارم ، نه بقانون كلى عقل ، بلكه به صرف شهود ، چه اهل خبر گفته باشند و چه نگفته باشند . و اگر گوئى دليل عقل بر آن معجزات چيست ؟ گويم : چونكه صد آمد نود هم پيش ماست . باوجود كمال نفس و صحت امر و قوت عقل خوارق عادات نقلى نيست . مصرع : به هرچه ز انبيا گفتند آمنا و صدقنا . و بدان كه در اين باب دليل بزرگ ما بلكه اصل و مايه جذب جنسيت است و بس . شعر [ ذره ذره كاندرين ارض و سماست ] ذره ذره كاندرين ارض و سماست * جنس خود را همچو كاه و كهرباست اگر از جنس انبياء باشى معجزه چه حاجت و اگر نباشى معجزه چه حاصل ؟ پس نبوت خاصه و خاتميت احمد مرسل ثابت و امروز اطاعت احكام او و تصديق كتاب او بر ما على الارض واجب و متحتم است . و از اين پيغمبر دو علامت باقى است و تا قيامت باقى خواهد بود : يكى كتاب خدا و يكى عترت او . چنان كه فرمود انى تارك فيكم الثقلين كتاب الله و عترتى ( 99 ) . يعنى امامان اثنى عشر كه اول آنها على ابن ابى طالب و آخرين مهدى موعود منتظر غائب است . و اين كتاب و عترت باهم متحدند و يكديگر را مبين و شاهد و خلق را هادى و راشد و از هم منفك نكردند ، تا لب حوض كه جمع ولايت است ، باصل خود ملحق شوند .