محمد حسن بن محمد باقر صفى عليشاه

64

عرفان الحق ( فارسى )

فصحاى عرب از اتيان به مثل عاجز شدند و عقلاى هر قوم بر محاسن احكامش تحسين كردند ، و تاكنون كه قرب هزار و سيصد سال از هجرت او گذشته ، احدى از علم و كمال بر لفظ و معانى و محاسن او ايراد نكرده . عقل ابا دارد از اينكه بدون تأييد الهى و قوت باطنى و علم لدنى يك نفر امى از عهده چنين امرى برآيد و تمام اقوال فضلاى عالم در پيش كلماتش كم‌وزن و بىقرب نمايد . اگر كسى گويد اختصاص اين كلام را فهم نتوانم نمود يمكن . و اگر گويد حسن احكامش مسلم نيست تعقل نكرده . اگر تعقل كند مسلم مىدارد . در اين باب مثلى گوئيم : اگر حكيمى از حكماى فرنگستان در صنعتى از صنايع اكمل شود تصديق اكمليت او را بايد صاحبان آن فن نمايند . حق ماها نيست كه بگوئيم نكات كار او را نفهميديم ، لهذا اختصاص او را تصديق نداريم و او را ممتاز نمىشماريم . وقتى كه اهل آن حرفه در كمال او حيران مانند و او را استاد دانند و از آوردن مثل آن عاجز باشند سايرين بطور اولى عاجزند . پس اگر كسى گويد ما قرآن را نمىفهميم كه بر ما معجز باشد ، يا زبان ما نيست ، اين حرف مسموع نيست . آنها كه فهميدند عاجز شدند ، آنها كه نفهميدند البته عاجزند . اما حسن احكام قرآن - اگر كسى گويد نمىفهمم خلاف گفته حسن و قبح عقلى است . چنان كه حسن صنعت اهل فرنگ را همه كس مىفهمد . اما اگر علم آن صنعت را كسى نداند ممكن است . در اين باب همين‌قدر كافى است .