محمد حسن بن محمد باقر صفى عليشاه
55
عرفان الحق ( فارسى )
با خوشروئى و ملاحت سخن گفتن ، كسى را به چشم حقارت نديدن ، باقوال و افعال مردم خرده نگرفتن ، اظهار ملامت از محنتى با خلق نكردن ، توقع نيكى و نفع از كسى نداشتن ، نيكى و نفع به هر كس رسانيدن گله از هيچكس نكردن ، بفوت مال يا منال خود افسوس نخوردن ، از وصول خيرات دنيويه بوجد نيامدن ، از فقدان نعمتى غمناك نگشتن ، به مجالست و صحبت اغنياء خوشوقت نبودن ، كسى را رهين منت خود نخواستن ، برنجش خاطرى راضى نشدن ، حاجت جز بر خدا نبردن ، زحمات خلق را متحمل بودن ، آشنايان را به زحمت نيانداختن ، از فقر و فاقه خود پيش كسى شكايت نكردن ، از تقصير كسى كه در اداره و امر او نيست مؤاخذه نكردن ، اگر سلطان يا رئيس مقتدريست عفو را بر انتقام مقدم داشتن ، احدى را از خود مأيوس نگذاشتن ، وعده خلاف به كسى ندادن ، خلف وعده ننمودن ، نقض عهد نكردن ، اسرار كسى را فاش نساختن ، سخن به درشتى و تندى و رعونت نگفتن ، حرفى كه از شأن و زى خارج است نزدن ، از طمع و تمنى برى بودن ، از محل فتنه و فساد گريختن ، احسان مردم را در حق خود بزرگ پنداشتن ، ايثار خود را هر قدر بزرگ باشد حقير دانستن ، در حق دوست و دشمن انصاف دادن ، ظالم و فاسق را مدح نكردن ، بر روى گستاخ و هتاك نخنديدن ، از مسخره و مقلد كناره جستن ، با مردم دنياطلب معاشرت به قدر ضرورت نمودن ، اگرچه هيچ ضرور نيست ، از اطفال و مردم ناشناخت قبول امانت نكردن و قس على هذا . محاسن عند العقل مبرهن است و قبايح معين . حسن و قبح اشياء عقلى است و هركه را عقل نباشد