صفى الدين محمد طارمى

433

انيس العارفين ( تحرير منازل السائرين ) ( فارسى )

و هو في هذا الباب على ثلاث درجات : الدرجة الاولى : ملاحظة الفضل سبقا ؛ و هي تقطع « 1 » طريق السؤال إلّا ما استحقّته الربوبية من إظهار التذلّل لها ، و تنبت السرور الّا ما يشوبه من حذر المكر ، و تبعث على الشكر إلّا ما قام به الحقّ - عزّ و جلّ - من حقّ الصفة . قول شيخ رضى اللّه عنه : « في هذا الباب » اشارت است به سوى آنكه از براى لمح بابى ديگر است و او باب برق است . چرا كه لمح از لوازم برق است . و امّا « ملاحظهء فضل از روى سبق » پس او آن است كه ملاحظه نمايد عبد عطايى را كه زايد است بر استحقاق به حكم عنايت سابقه ، و او فضل سابق است - در ازل - بر وجود عبد در قضاى اوّل . « و هي » يعنى « 2 » و اين ملاحظه « قطع مىكند طريق سؤال عبد پروردگار خود را . » چرا كه بتحقيق كه مطّلع گردانيده است او را خداى تعالى بر سرّ قدر ؛ پس ديده است آنكه هر چيزى كه مقدّر كرده است براى او خداى تعالى از مرغوبى يا مكروهى ، و هر چيزى كه قسمت كرده است از براى او از حظّ دنيوى يا اخروى ، پس لا بدّ است آنكه برسد به سوى او بعينه از غير زيادتى و نه نقصانى ، و هيچ ردّكننده‌اى نيست از براى فضل او و هيچ معقّبى نيست از براى حكم او ؛ پس در كدام چيز واقع مىشود سؤال او ، مگر « چيزى را كه مستحقّ شده است او را ربوبيت از اظهار تذلّل از براى ربوبيت » به سؤال ؛ پس سؤال كند از او از روى طاعت و امتثال از براى امر او به سؤال در مثال قول او كه : وَ سْئَلُوا اللَّهَ مِنْ فَضْلِهِ « 3 » ، پس به درستى كه قضاى حقّ ربوبيت واجب است بر عبد در قيام به حقّ ربوبيت ، و او افتقار « 4 » و دعاست كه او مخّ عبادت ، و تذلّل است در مقام عبوديت . « و مىروياند سرور را » از براى چيزى كه مىبيند از فضل پروردگار در حقّ خود از

--> ( 1 ) . اصل : يقطع . ( 2 ) . اصل : - « و هي » يعنى . ( 3 ) . نساء / 32 . ( 4 ) . اصل : افتخار .