صفى الدين محمد طارمى
406
انيس العارفين ( تحرير منازل السائرين ) ( فارسى )
و الدرجة الثانية : عطش السالك إلى أجل يطويه ، و يوم يريه « 1 » ما يعنيه ، و منزل يستريح فيه . « عطش سالك » فوق عطش مريد است . چرا كه مريد مبتدى است و سالك متوسّط است . و « اجل » مدّتى است معلوم يا غايت و نهايتى است معيّن از براى مدّتى معلوم . و مراد ثانى است ؛ چرا كه سالك متعطّش نمىشود به مدّت سلوكش ، و ليكن به سوى انقضاى آن مدّت به وصول ، و او نهايت مدّت سلوك و انقضاى « 2 » اوست ؛ يعنى عطش سالك به غايتى « 3 » است كه طىّ نمايد او را و برسد به طىّ او به سوى محبوب . و جائز است آنكه اراده كرده شود به اجل تمام مدّت را ؛ يعنى عطش او به طىّ مدّت سلوك اوست به انتهاى به سوى وصول ؛ يعنى به سوى اجلى كه طىّ كرده است از براى او . « و وقتى كه ببيند در او چيزى را كه قضا مىكند او را » و او وقت وصول است . « و منزلى كه استراحت مىيابد در او » از سير و تعب ، و او حضرت جمع احديت است . زيرا كه استراحتى نيست مطلقا مگر در او . و الدرجة الثالثة : عطش المحبّ إلى جلوة ما دونها سحاب علّة ، و لا يغطّيها حجاب تفرقة ، و لا يعرّج دونها على انتظار . « عطش محبّ » فوق عطش سالك است ، و او « به سوى جلوهاى است » يعنى تجلّى تامّى از محبوب ، چنان كه وارد شده است در حديث كه : « سترون ربّكم كما ترون القمر ليلة البدر ، لا تضامّون في رؤيته » « 4 » .
--> ( 1 ) . اصل : - يريه . ( 2 ) . اصل : - و انقضاى . ( 3 ) . اصل : سالك عنايتى . ( 4 ) . بحار الأنوار ، ج 94 ، ص 251 و با اندكى تفاوت در : سنن ابى داود ، ج 4 ، ص 233 ؛ سنن ترمذى ، ج 4 ، ص 687 و صحيح بخارى ، ج 9 ، ص 156 .