صفى الدين محمد طارمى

404

انيس العارفين ( تحرير منازل السائرين ) ( فارسى )

باب العطش قال اللّه تعالى حاكيا عن خليله عليه السّلام : فَلَمَّا جَنَّ عَلَيْهِ اللَّيْلُ رَأى كَوْكَباً قالَ هذا رَبِّي « 1 » . وجه استشهاد به آيهء كريمه آن است كه حضرت خليل عليه السّلام چون‌كه بود غالب بر او شوق و طلب ، و دانسته بود حضور حقّ را از براى هر چيز و تجلّى حقّ در صورت هر چيز ، بود هروقت كه مىديد و ظاهر مىشد بر او نور و بهاء و كمالى در چيزى مىگفت : « اين پروردگار من است » و اين به خاطر شدّت عطش او به لقاى ربّش بود ، همچون تشنه‌اى كه هروقت ظاهر شود بر او « 2 » سرابى ، مىپنداشت او را آبى . پس اگر نمىبود خليل اللّه عليه السّلام عطشان به سوى لقاى پروردگار خود ، نمىپنداشت كوكب را ربّ خود . پس چون كه ديد نقصان او را به سبب فرورفتن ، دانست آنكه فروروندهء ناقص مستحقّ ربوبيت و عبادت نيست ، و با وجود علم او به اين بود كه هرگاه كه مىديد چيزى را كه او بزرگتر مىبود از او و اشدّ مىبود نوريت او ، مىپنداشت او را - از براى غلبهء عطش و شدّت حرص - ربّ خود . اين تفسيرى است به لسان اشارات . و امّا لسان عبارت : پس ظاهر آن است كه خليل عليه السّلام اراده كرد آنكه بيان كند آنكه هر چيزى كه لا حقّ مىشود او را نقصانى - اگرچه بوده باشد كامل از وجهى - مستحقّ نمىشود آنكه نسبت داده شود به سوى او ربوبيت و عبادت كرده باشد او را .

--> ( 1 ) . انعام / 76 . ( 2 ) . اصل : - نور و بهاء و كمالى - بر او .