صفى الدين محمد طارمى

393

انيس العارفين ( تحرير منازل السائرين ) ( فارسى )

شىء و منع او از غير ، از جهت عزّت آن شىء است نزد او . و هي على ثلاث درجات : الدرجة الاولى : غيرة العابد على ضايع يستردّ ضياعه ، و يستدرك فواته ، و يتدارك توائه . غيرت عابد بر عمل ضايع ( يعنى تلف‌شده ) طلب مىكند بازگردانيدن ضياع عمل را ( يعنى تلف شدن او را ) مثل قضاى صلاة و ردّ مظالم و امثال اين . « و درمىيابد فوت شدن او را » مثل اوقات نماز واجب و حجّ واجب [ به ] حيثيتى كه غيرت مىكند بر اين‌ها ، پس درمىيابد آنها را قبل از آنكه فوت شود . « و تدارك مىكند تو اى عمل » يعنى « 1 » هلاك‌شدهء عمل را ، و اصل « توى » هلاك مال است ، مثل تدارك اوقات فترات به جدّ در عمل ، و تدارك آنچه فاسد شده است از عمل به كفّاره دادن و قضا كردن ، و التزام كلّ آنچه واجب كرده است او را شرع در تدارك آنچه نقصان شده است از او و گذشته است . و الدرجة الثانية : غيرة المريد على وقت فات ، و هي غيرة قاتلة ؛ فإنّ الوقت و حيّ الغضب ، و أبيّ الجانب ، بطيّ الرجوع . مريد صاحب‌حال است و عابد صاحب عمل . پس وقت نزد عابد وقت عبادت است و نزد مريد وقت منادمه و مسامره است در حضور . پس او هرگاه فوت شود ، نمىباشد تدارك او . پس به درستى كه هروقتى از براى او وقت حضور و منادمهء ديگر است . پس جميع اوقات او مستغرق است در اين . پس كدام وقت تدارك مىكند در او چيزى كه فوت شده است ؟

--> ( 1 ) . اصل : - تو اى عمل يعنى .