صفى الدين محمد طارمى

387

انيس العارفين ( تحرير منازل السائرين ) ( فارسى )

از براى عشق حقيقى . پس به درستى كه او مىگرداند قصدها را قصد واحدى و قطع مىكند تفرّق خاطر و پراكنده شدن او را ، و لذيذ مىگرداند خدمت محبوب را ، و آسان مىكند تعب و مشقّت را در اطاعت او و امتثال امر او ؛ به خلاف عشق منبعث از غلبهء سلطان شهوت . پس به درستى كه او وسواسى است ناشى از تسليط فكر در استحسان شمايل بعض صورتها ، و عبادت است از براى نفس به سعى در تحصيل لذّت نفس . و بر اين دو نوع مبتنى است : مدح عشق صورى و مذمّت او در كلام بعض عرفا و حكما . و مقصود از تمثيل تلذّذ محبّ است به ثقل و رنج خدمت ، و قيام به تكاليف صعبهء شاقّه . پس به درستى كه رنج خدمت و قيام به تكاليف صعبهء شاقّه بر او سهل و آسان است ، و به سوى او محبوب و لذيذ است . و « تسلّى دادن محبّت از مصائب » از جهت آن است كه او متعلّق نمىسازد قلب خود را به چيزى غير از محبوب - چه جاى از آنكه دوست بدارد آن چيز را - تا آنكه محزون شود به فوت شدن او . پس نمىرسد او را مصيبتى اصلا . چرا كه مصائب بر قدر علائق است . پس كسى كه علاقه‌اى نباشد از براى او به چيزى ، پس مصيبتى نمىباشد از براى او به فقد و فوت او ؛ و كسى كه بچشد چيزى را از اين در محبّت حسن صورت ، تصديق مىكند به اين در محبّت صورت حسن مطلق و جمال محقّق . و « او محبتى است كه مىروياند و ظاهر مىشود از مطالعهء منّت و عطا . » زيرا كه عبد هرگاه مطالعه كند نعمتهاى خداى تعالى را در حقّ خود - چنان كه فرموده است خداى تعالى : وَ أَسْبَغَ عَلَيْكُمْ نِعَمَهُ ظاهِرَةً وَ باطِنَةً « 1 » - و مشاهده كند منّتها و عطاها و جلايل احسان او و دقايق او را از روى تفضّل از غير استحقاقى ، دوست مىدارد او

--> ( 1 ) . لقمان / 20 .