صفى الدين محمد طارمى
365
انيس العارفين ( تحرير منازل السائرين ) ( فارسى )
و سرور را خوار و بىمقدار مىشود بر او چيزى كه عادت كرده است به او ، و آسان مىشود بر او چيزى را كه دشوار شمرده و دشوار دانسته است او را ، بلكه دشوار مىشود بر او مخالفت و عصيان ، و آسان مىشود بر او موافقت و امتثال از براى نوريت ، مثل قول خداى تعالى كه : وَ لكِنَّ اللَّهَ حَبَّبَ إِلَيْكُمُ الْإِيمانَ وَ زَيَّنَهُ فِي قُلُوبِكُمْ وَ كَرَّهَ إِلَيْكُمُ الْكُفْرَ وَ الْفُسُوقَ وَ الْعِصْيانَ أُولئِكَ هُمُ الرَّاشِدُونَ فَضْلًا مِنَ اللَّهِ وَ نِعْمَةً « 1 » . « و امّا سكينهء وقار كه مىبينى او را نعت از براى ارباب او » يعنى سكينهء تعظيم كه گردانيده است او را خداى تعالى وصف از براى ايشان ، به آنكه القا مىكند بر ايشان نورى از انوار عظمت خود . پس تعظيم مىكنند ايشان را خلق ، و توقير و وصف مىكنند ايشان را به عظمت . پس به درستى كه او ضيايى است از براى سكينهء ثالثه وقت استقرار و تمكّن او در قلب تا هرگاه متأصّل و مستحكم شود ، روشن مىشود نفس و منعكس مىشود ضياى او به سوى اعضا و جوارح . پس منوّر و تعظيم « 2 » مىكند آن سكينه صاحبش را ميان ناس ؛ پس توقير و تعظيم مىكنند او را ، خواهند يا كراهت داشته باشند . و هى على ثلاث درجات : الدرجة الاولى : سكينة الخشوع عند القيام بالخدمة رعاية و تعظيما و حضورا . و او كنايه است از سكينهء ثالثه كه او مقامى است از مقامات اوديه نه سكينهء وقار كه او ضياى اوست . و « خشوع » در اين درجه « به نزد قيام به خدمت » مىباشد از براى ازدياد ايمان و قوّت يافتن او تا برسد به مقام احسان ، چنان كه فرموده است خداى تعالى : إِذا مَا اتَّقَوْا وَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ ثُمَّ اتَّقَوْا وَ آمَنُوا ثُمَّ اتَّقَوْا وَ « 3 » أَحْسَنُوا « 4 » . پس از براى شهود
--> ( 1 ) . حجرات / 8 - 7 . ( 2 ) . اصل : - و تعظيم . ( 3 ) . اصل : - آمنوا ثمّ اتّقوا و . ( 4 ) . مائده / 93 .