صفى الدين محمد طارمى

354

انيس العارفين ( تحرير منازل السائرين ) ( فارسى )

خطا مىكند بعض علما در اجتهاد و مىپندارد كه آنچه اختيار كرده است او ، اوست صواب . پس وقتى كه ظاهر شود حكم بر عارف ، مىشناسد خطاى او را و مىداند آنكه صواب چيزى است كه بر اوست حكم نزد خداى تعالى . پس تصحيح مىكند علم را از مقام اعلا - چنان كه مذكور شد در صدر كتاب - پس تعظيم او آن است كه تنزيه كند او را از احتمال عوج به خلاف علم . « 1 » و سزاوار نيست از براى او آنكه راضى شود به عوضى ، مثل علم . پس به درستى كه علم گاهى مىباشد مرضىّ به عوض ، مثل طلب جنّت به او ، يا گريختن از آتش - نه به محض عبوديت ، و طلب وجه او و رضاى او - به خلاف حكم . پس به درستى كه او ابا دارد عمل كردن به او [ را ] مگر از براى محض عبوديت و طلب وجه و رضاى خداى تعالى . و الدرجة الثالثة : تعظيم الحقّ ؛ و هو أن لا تجعل دونه سببا ، أو ترى عليه حقّا ، أو تنازع له اختيارا . « اينكه نگردانى غير او سبب ؛ » « 2 » يعنى نگردانى از براى وصل به سوى او و قرب از او سببى غير او ، بلكه نگردانى سبب از براى شيئى از مسبّبات غير او . « يا نبينى بر آن حقّى ؛ » يعنى « 3 » نبينى « 4 » از براى احدى - به سبب طاعتى يا عمل صالحى و خيرى يا استحقاقى - بر او حقّى ، بلكه كلّ آنچه عطا كرده است هر احدى را ، پس او از فضل خداى تعالى است و امتنان او « 5 » .

--> ( 1 ) . ك : + « أو يدافع بعلم » أي لا ينبغي له أن يدافع بعلم ؛ فإنّه غالب قاهر حقّ ، لا يندفع بالعلم ، كما قد يندفع العلم به . « أو يرضى بعوض » أي . ( 2 ) . اصل : - « اينكه نگردانى غير او سببى . » ( 3 ) . اصل : - « يا نبينى بر آن حقّى » يعنى . ( 4 ) . اصل : و نبينى . ( 5 ) . اصل : - او .