صفى الدين محمد طارمى
347
انيس العارفين ( تحرير منازل السائرين ) ( فارسى )
دادند به مبعث رسول خدا عليه السّلام و فرمودند پيغمبر عليه السّلام كه : « من صدّق كاهنا كذّب أبا القاسم » . « 1 » و اين از براى آن است كه وارد شده است در حديث آنكه : « شياطين كه استراق سمع مىكردند ، مىشنيدند كلمهء حقّى ، پس اضافه مىنمودند به او صد كلمهء كذب ، پس برمىگشتند به سوى اولياى خود تا مجادله كنند ايشان با شما . » « 2 » و ( تمييز « 3 » داده نمىشود ) « از چيزى كه مشابهت دارد به كهانت » مثل نجوم و ضرب حصا و شعير و خطّ در رمل ، الّا آنكه رمل را مباح كرده بود رسول خدا عليه السّلام بر وجهى ، و او آن است كه فرمود پيغمبر عليه السّلام كه : « كان نبىّ من الأنبياء يخطّ ، فمن وافق خطّه فذاك . » « 4 » پس او مباح است به شرط آنكه موافق آيد خطّ آن پيغمبر را . و تعليل كرده بودن او را كه تمييز « 5 » داده نمىشود از كهانت و از آنچه مشابه اوست به قولش كه : « لأنّها لم تشر عن عيني » يعنى خبر داده نشده است آن فراست از اعيان ، « و صادر نشده است از علم . » چرا كه صاحبش شاكّ است در او ، جزم ندارد به بودن او را حقّ . غايت ما فى الباب آن است كه او گمان ببرد وقوع او را . پس اگر مىبود از عيان يا از علم ، شكّ نمىكرد در او و نمىبود كه خطا كند و دروغ گويد . « و آب داده نشده است به وجودى ؛ » يعنى به شهودى - پس به درستى كه ايشان مىنامند شهود را وجود - زيرا كه صاحبش نيست از اهل شهود و نه از اهل صفا و انس به خداى تعالى ؛ و ايراد نمودن « سقى » از براى تشبيه كردن آن فراست است به زراعت ؛ و مراد آن است كه ناشى نشده است به تربيت و تصفيه و اگرنه نمىبود وحشى .
--> ( 1 ) . با اندكى تفاوت در : بحار الأنوار ، ج 2 ، ص 308 ؛ مستدرك حاكم ، ج 1 ، ص 8 ؛ مسند احمد بن حنبل ، ج 2 ، ص 429 و وسائل الشيعة ، ج 3 ، ص 544 . ( 2 ) . با اندكى تفاوت در : الاحتجاج ، ص 339 و الدرّ المنثور ، ج 8 ، ص 302 . ( 3 ) . اصل : تميز . ( 4 ) . صحيح مسلم ، ج 1 ، ص 382 . ( 5 ) . اصل : تميز .