صفى الدين محمد طارمى

337

انيس العارفين ( تحرير منازل السائرين ) ( فارسى )

كه قضا كرده است خداى تعالى از براى عبد مؤمنش ، مىباشد در او خير او ، چنان كه فرموده است پيغمبر عليه السّلام : « ما يقضي اللّه لعبده المؤمن من قضاء إلّا كان خيرا له . » « 1 » و الدرجة الثالثة : أن تبلغ في استدلالك البصيرة ، و في إرشادك الحقيقة ، و في إشارتك الغاية . « بصيرت » نور عقل منوّر است به نور قدس ، مؤيّد به تأييد هدايت حقّ ، و او نهايت مراتب عقل است در ادراك ، و ناميده مىشود اين را به قوّت قدسيه . يعنى آنكه برسى در استدلال بر مطالب علميه به سوى حقايقى كه ادراك كرده نمىشود مگر به نور بصيرت ، و او از براى قلب به منزلهء بصر است از براى چشم ؛ و گاهى اطلاق كرده مىشود بصيرت را بر حجج و بيّناتى كه ادراك كرده مىشود به بصيرت اطلاق كردن از براى اسم سبب بر مسبّب ، فرموده است خداى تعالى كه : هذا بَصائِرُ لِلنَّاسِ « 2 » . « و برسى در ارشاد خود به حقيقت ؛ » يعنى و هرگاه بوده باشى از اهل ارشاد و ارشاد بدهى مستعدّين را ، توقّف مكن نرسيده به سوى حقيقت كه او عين جمع احديت است ؛ و اين از براى كسى است كه مرتبهء او كامل گردانيدن و سلوك فرمودن باشد . « و برسى در اشارت خود به غايت » اشاره است به اينكه عبارت وافى به غايت نيست ؛ « 3 » پس سزاوار است آنكه مهتدى شوى به سوى عين جمع به اشارت وافيهء موصله به سوى غايت الغايات ، و او فناى رسوم است كلّ او در حقّ ، و بقاى ذات احديت است بانفرادها .

--> ( 1 ) . با اندكى تفاوت در : الأمالى ( شيخ صدوق ) ، ص 546 ؛ بحار الأنوار ، ج 71 ، ص 152 و 158 ؛ التوحيد ، ص 400 و الكافي ، ج 2 ، ص 62 . ( 2 ) . جاثيه / 20 . ( 3 ) . اصل : - اشاره است به اينكه عبارت وافى به غايت نيست .