صفى الدين محمد طارمى
317
انيس العارفين ( تحرير منازل السائرين ) ( فارسى )
( « احباب » در اينجا به معنى برگزيدن است ، و خير به معنى « خيل » ، و « عن » به معنى « على » يعنى برگزيده داشتن خيل بر ذكر پروردگار خود . ) يعنى شروع كرد كه قطع مىكرد دستها و پاىهاى آن اسبها را و مىزد گردنهاى آنها را تا آنكه كشت همه را . چرا كه او چونكه ديد تعلّق قلب خود را به آن اسبها تا حدّى كه مشغول كردند او را از عبادت پروردگار خود ، قطع كرد تعلّق خود را به آنها تا آنكه فارغ شود قلب او بالكلّيه . پس قبول كرد او را پروردگار او و عوض داد او را از آن اسبها بادى كه سوار مىشد او را ، و آن باد جارى مىشد به امر او هرجايى كه مىخواست و چگونه كه مىخواست ، هموار يا تند ، چنان كه فرمود خداى تعالى : فَسَخَّرْنا لَهُ الرِّيحَ تَجْرِي بِأَمْرِهِ رُخاءً حَيْثُ أَصابَ « 1 » . و چنان كه فرمود كه : وَ لِسُلَيْمانَ الرِّيحَ عاصِفَةً تَجْرِي بِأَمْرِهِ « 2 » و بود كه جارى مىشد هرروزى دوماهه راه ، چنان كه فرموده است خداى تعالى : غُدُوُّها شَهْرٌ وَ رَواحُها شَهْرٌ « 3 » . و بود اين منزلتى كه مالك گردانيده بود او را خداى تعالى بر آن منزلت عاقبت لغزش او ؛ پس بىنياز گردانيد او را به آن منزلت از اسبها . و چنان كه كرد به موسى عليه السّلام وقتى كه انداخت الواح را و گرفت سر برادرش را و مىكشيد او را به سوى خود به حيثيتى كه عتاب نكرد بر او به سبب اين ، چنان كه عتاب كرد بر انبياى مذكور بعد از او . امّا عتاب او بر آدم عليه السّلام ، پس او قول خداى تعالى است كه : أَ لَمْ أَنْهَكُما عَنْ تِلْكُمَا الشَّجَرَةِ وَ أَقُلْ لَكُما إِنَّ الشَّيْطانَ لَكُما عَدُوٌّ مُبِينٌ « 4 » . و اخراج ايشان از بهشت و اسقاط و فرستادن ايشان به زمين . و امّا عتاب او بر نوح عليه السّلام ، پس او قول خداى تعالى است كه : إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَيْرُ صالِحٍ فَلا تَسْئَلْنِ ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنِّي أَعِظُكَ أَنْ تَكُونَ مِنَ الْجاهِلِينَ « 5 »
--> ( 1 ) . ص / 36 . ( 2 ) . انبياء / 81 . ( 3 ) . سبأ / 12 . ( 4 ) . اعراف / 22 . ( 5 ) . هود / 46 .