صفى الدين محمد طارمى

312

انيس العارفين ( تحرير منازل السائرين ) ( فارسى )

در مقام اتّصاف به صفات او ، مثل عالميت او به علم حقّ . و غناى حقّ از عالمين مىباشد به ذات خود - نه به اسماى خود - پس مرجع او به غناى در ذات است ؛ و مبيّن مىشود اين در مراتبش : پس به درستى كه [ مرتبهء ] اولى « شهود ذكر اوست تو را » و او تجلّى اوست بذاته در صورت عين تو به چيزى كه جارى مىشود بر او در اوقات ابد ؛ پس هرگاه فراموش نكند تو را در ازل پيش از وجود تو ، پس چگونه فراموش مىكند تو را در اينجا تا ابد ؟ و [ مرتبهء ] ( ثانى ) « مطالعه نمودن اوّليّت اوست از براى هر چيزى » تا بدانى به اوّليّت او آنكه او كسى است كه تعيين نموده است تو را و تعيين نموده است رزق تو را و « كلّ ما يحتاج اليه » تو را تا ابد ؛ پس مستغنى مىشود به او ، و آنكه هر جمادى و نباتى و حيوانى شريك است با تو در اين استغنا . « 1 » و [ مرتبهء ] ( ثالث ) « فوز است به وجود » به فناى در او بعد از فناى در اسماى او ؛ پس مىباشد بقاى او بقاى تو و غناى او بذاته غناى تو ؛ و اين غايت غنا است ، همچنان‌كه گفته‌اند كه : « إذا تمّ الفقر فهو اللّه » « 2 » .

--> ( 1 ) . ك : + فكيف تفتقر دونها . ( 2 ) . طبقات الصوفية ، ص 47 .