صفى الدين محمد طارمى

311

انيس العارفين ( تحرير منازل السائرين ) ( فارسى )

از براى بودن نفس مطمئنّه و فرمان‌برنده از براى قلب ، مشايعت مىكند قلب را در مقامات قلب ؛ پس هرگاه متّصف شود قلب به غنا ، سرايت مىكند غناى او به نفس ، پس مىگردد نفس غنىّ به حقّ از حظوظات خود از براى بهره‌مند شدن او به حقّ . و اين استقامت نفس است به اقامت قلب او را بر مرغوبى كه او حق‌ّتعالى است ، و اين انخراط بالكلّيه است در سير به سوى حقّ و توجّه به سوى او بدون منازعى ؛ و متعدّى شدن « استقامت » به « على » از براى تضمّن اوست معنى اقامت يا عكوف را . و لازم دارد اين استقامت « سلامت نفس را از مسخوط » و خشم گرفته شده و ناخشنود كرده شده ؛ چرا كه حظّ او افزونتر است از جميع حظوظش . زيرا كه او نفسى است كه رسيده است به مقام قلب ، از براى نورانى شدن او به نور قلب ؛ پس او راضى و مرضىّ است ، و مسخوطى و خشم گرفته شده و ناخشنودنى نيست از براى او اصلا ؛ از جهت كمال رضاى او از ربّ خود به چيزى كه بخشيده است از براى او . و اين « سلامت اوست از مسخوط ، و ديگر برائت اوست از مرايات . » چرا كه او مقيم و معتكف شده است بر باب حضرت الهيه ، و استيفا كرده است حظّ خود را از او ؛ پس ميل نمىكند به سوى اغيار از براى طلب حظّى از جهت كمال بهره‌مند شدن او از حق‌ّتعالى و رسيدن او به نهايت مطلوب از حق‌ّتعالى ، و عادت نمودن او به توحيد افعال . و الدرجة الثالثة : الغنى بالحقّ . و هو على ثلاث مراتب : المرتبة الاولى : شهود ذكره إيّاك ، و الثانية : دوام مطالعة أوّليّته : و الثالثة : الفوز بوجوده . يعنى : غنا به غناى حق‌ّتعالى ، و او آن است كه متّصف شود به غناى حق‌ّتعالى