صفى الدين محمد طارمى

305

انيس العارفين ( تحرير منازل السائرين ) ( فارسى )

باب الفقر قال اللّه تعالى : يا أَيُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَراءُ إِلَى اللَّهِ « 1 » . [ معناه ] الفقر اسم للبراءة من رؤية الملكة . و در بعضى نسخه‌ها : « للبراءة من الملكة » است ؛ پس به درستى كه انسان مالك نيست نفس خود را ، از براى بودن او عبد و ملكى نيست از براى عبد ؛ پس او و آنچه منسوب است به او - كلّ او - از براى خداى تعالى است . شنيد امير المؤمنين علىّ رضى اللّه عنه مردى را كه مىگفت : إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ « 2 » پس فرمود : إِنَّا لِلَّهِ اقرار است بر انفس ما به ملك و إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ اقرار است براى نفس ما به هلاكت . » « 3 » پس فقير كسى است كه نبيند ملك را مگر از براى خداى تعالى ؛ پس از اين جهت است كه گفت كه : « فقر اسم است از براى برائت از ديدن ملك » و از براى آنكه فقر متعارف عدم ملك است ، صحيح است آنكه گفته شود كه : « او اسم است از برائت از ملكت . » پس كسى كه بيرون نرفت از نفس خود از براى خداى تعالى و نرسيد به حقيقت معنى قولش كه : أَسْلَمْتُ وَجْهِيَ لِلَّهِ « 4 » پس بتحقيق كه ادّعا نموده است ملك را و صحيح نيست از براى او فقر . و بتحقيق كه اجماع كرده‌اند اين طايفه آن كسى را كه متحقّق نشود از براى او فقر متحقّق نمىكند از براى او خداى تعالى از اين معنى چيزى را سُنَّتَ اللَّهِ الَّتِي قَدْ خَلَتْ فِي عِبادِهِ « 5 » .

--> ( 1 ) . فاطر / 15 . ( 2 ) . بقره / 156 . ( 3 ) . نهج البلاغه ، حكمت 99 . ( 4 ) . آل عمران / 20 . ( 5 ) . غافر / 85 .