صفى الدين محمد طارمى

301

انيس العارفين ( تحرير منازل السائرين ) ( فارسى )

خداى تعالى بر اين علّت ، فراموش مىكنى نفس خود را در ذكر خود ، ربّ خود را ؛ چرا كه تحقّق مذكور موجب است نفى غير را و انّيت تو ثابت مىكند غيريت را . پس هرگاه رسيدى به اين رتبه ، مىباشد ذكر تو ذكر او ، از براى غيبت تو از نفس خود ؛ پس فراموش مىكنى ذكر خود را در ذكر خود . پس هرگاه مستمرّ شود اين و مستحكم شود ، مشاهده مىكنى او را ذاكر لذاته به او ؛ پس فراموش مىكنى در ذكر حقّ ذات خود را هر ذكرى و ذاكرى را ؛ پس مىباشد او ذاكر و مذكور . و بر وجه ثانى ، معنى او : پس فراموش مىكنى در ذكر حقّ عين تو را در ازل به تجلّى ذاتى او در صورت عين تو هر ذكر و « 1 » ذاكرى را . و قول او كه « ذكر خلاص شدن است از غفلت و نسيان » شامل است همه را . زيرا كه در كلّ ، خلاص است از نسيان مذكور ، و غفلت از او به سبب حضور . و هو على ثلاث درجات : الدرجة الاولى : الذكر الظاهر ، من ثناء أو دعاء أو رعاء . يعنى : ( ذكر ) ظاهر با حضور قلب و وجدان مذكور ، تا بيرون نرود از حدّ اعتبار اوّل . گفته شده است كه « ثنا » مثل قول اوست كه : « سبحان اللّه و الحمد للّه و لا إله إلّا اللّه و اللّه أكبر ، و لا حول و لا قوّة إلّا باللّه العلىّ العظيم . » چرا كه اين‌ها كلماتى است كه در هر واحدى از اين‌ها ثنايى است ؛ و لازم نيست آنكه بوده باشد ذكر به ثناهاى مختلفه ، بلكه چندان‌كه بوده باشد بسط او بيشتر و از اذكار اسمائيه منزّه‌تر ، مىباشد افضل و به سوى روا شدن حاجت و تأديهء به سوى مقصود نزديكتر ؛ و از اين جهت است كه فرموده پيغمبر عليه السّلام كه : « أفضل الذكر لا إله إلّا اللّه » « 2 » . چرا كه او كلمهء توحيد و تنزيه

--> ( 1 ) . اصل : - و . ( 2 ) . سنن ابن ماجة ، ج 2 ، ص 1249 و مستدرك حاكم ، ج 1 ، ص 498 .