صفى الدين محمد طارمى
267
انيس العارفين ( تحرير منازل السائرين ) ( فارسى )
و هو على ثلاث درجات : الدرجة الاولى : الانبساط مع الخلق ؛ و هو أن لا تعتزلهم ضنّا على نفسك أو شحّا على حظّك ، و تسترسل لهم في فضلك ، و تسعهم بخلقك ، و تدعهم يطئونك و العلم قائم و شهودك المعنى دائم . يعنى : ترك نكنى صحبت ايشان را و اعتزال نكنى از ايشان « از جهت بخل بر نفس خود » آنكه بوده باشد عزيز و از جهت حفظ از براى جلالت قدر خود - كه ترفّعكننده باشى از رتبهء ايشان - يا « از جهت بخل بر حظّ خود » در خلوت از جهت راحت و حضور و جمعيت ظاهره و باطنه ، بلكه سزاوار است از براى تو به حكم انبساط آنكه اختيار كنى صحبت ايشان را بر خلوت خود و حظوظ ايشان را بر حظّ خود ، و گرامى بدارى ايشان را به حضور خود . « و استرسال كنى از براى ايشان در فضل خود » ( و ) فضل زيادتى است بر قدر حاجت ؛ و استرسال ارخا است ؛ يعنى مواسات كنى و فروگذارى از براى ايشان چيزى را كه زياده باشد از قدر حاجت تو ، و توسّع كنى بر ايشان دست خود را ، و منع نكنى از ايشان چيزى را از آن چيزها كه مختص است به تو . و توسّع كنى اخلاق خود را به ايشان در احتمال چيزى كه ظاهر مىشود از ايشان از سوء عشرت و ترك ادب . و بگذارى ايشان را كه پايمال و زيادتى و ايذا كنند تو را ؛ و او استعاره است از احتمال سوء خلق و ايذاى ايشان و تواضع نمودن از براى ايشان و تحمّل بىادبيهاى ايشان . مادامىكه « علم قائم باشد » يعنى آنكه حدّ حكم شرع باقى باشد ، و تجاوز نكنند در مزاح و طيب نفس حدود شرعيه را ، همچنانكه پيغمبر عليه السّلام فرموده است كه : « أنا أمزح و لا أهزل » « 1 » . زيرا كه ترك حشمت و حرمت در صحبت محمود است مادامى
--> ( 1 ) . با اندكى تفاوت در : المعجم الصغير ، ح 780 ، ص 329 و مكارم الأخلاق ، ص 20 .