صفى الدين محمد طارمى
264
انيس العارفين ( تحرير منازل السائرين ) ( فارسى )
اذى و اعراض است از زلّت به طيب نفس ؛ پس لازم است كه متأذّى نشود به ايذاى عدوّ و جنايت او ، و ظاهر كند رضا را از او تا آنكه محتاج نشود به شفاعت ؛ و سبقت كند او را به اعتذار نمودن به سوى او با طيب نفس و دوستى - همچنانكه گذشت - و اگر چنين نكند تا آنكه دشمن به اعتذار به او و شفاعت محتاج شود ، « 1 » پس بايد كه خجل شود از تقصير خود . « و اگرنه بو نكرده است رايحهء فتوّت را » يعنى ظاهر نشده است بر او اثرى از آثار فتوّت ، نشنيده است و برنخورده به او ريح او . اين حسن معاشرت اوست با دشمن ، پس چگونه مىباشد با دوست ؟ ثمّ في علم الخصوص من طلب نور الحقيقة على قدم الاستدلال لم يحلّ له دعوى الفتوّة أبدا . اين فذلكهء درجهء ثالثه است . چرا كه صاحب فتوّت به صفاى قلب خود مشاهده مىكند حقّ را اجلاى از شمس . پس اگر طلب كند او را به نور عقل ، مىباشد مثل كسى كه طلب كند آفتاب را به چراغ ( چه خوش گفتهاند بعضى از عرفا « 2 » در اين مقام : زهى نادان كه او خورشيد تابان * به نور شمع جويد در بيابان ) و فتوّت اقتضا مىكند جوانمردى را به نفس و استهلاك كلّ را در حقّ به صدق محبّت . پس كسى كه استدلال كند به وجود غير بر وجود محبوبش ، و اثبات محبوب به ثبوت غير ، بعيد مىشود و دور مىافتد از مروّت ، چه جاى از فتوّت . و ( بعضى از اكابر نقل كردهاند كه ) استخراج كرده است امام عارف محقّق ، عفيف الدين تلمسانى رضى اللّه عنه از كلام شيخ رضى اللّه عنه لطيفهاى را ، و او آن است كه : گويا
--> ( 1 ) . اصل : - و اگر چنين نكند . . . محتاج شود . ( 2 ) . مقصود شيخ محمود شبسترى در گلشن راز است .