صفى الدين محمد طارمى

251

انيس العارفين ( تحرير منازل السائرين ) ( فارسى )

عباد رحمان ؛ پس اگر ايذا كند ايشان را ، بتحقيق كه ايذا كرده است خداى تعالى را . پس ايمان مىشوند خلايق از او ؛ چرا كه او طلب مىكند راحت ايشان را و دفع مىكند اذيّت ايشان را ؛ پس دوست مىدارند او را و نجات مىيابند از شرّ او در دنيا ، و به اشفاق او بر ايشان و ارشاد ايشان رستگار مىشوند به او در آخرت . چرا كه از جملهء معروف است آنكه تعليم كند ايشان را طريق رشاد ، و تزكيه كند ايشان را ، و هدايت كند ايشان را به سوى چيزى كه در اوست صلاح دارين ، و برساند ايشان را به‌قدر آنچه لايق باشد به هريكى از ايشان ، و قبول كنند به استعدادات خودشان ، و قيام نمايد به مصالح دنيويه و اخرويهء ايشان بر احسن وجوه . و الدرجة الثانية : تحسين خلقك مع الحقّ ؛ و تحسينه منك أن تعلم أنّ كلّ ما يأتي منك يوجب عذرا ، و كلّ ما يأتي من الحقّ يوجب شكرا ؛ و أن لا ترى من الوفاء بدّا . تفسير كرد شيخ رضى اللّه عنه « تحسين عبد ، خلقش را با خداى تعالى » به آنكه بداند نقصان عبد را و بودنش از عالم امكان - كه اصل او عدم است - و كمال حقّ را ، و بودنش واجب الوجود بذاته و خير محض ، كه فايض نمىشود از او مگر خير ؛ و شرّ از لوازم امكان ، و منسوب به عدم است ؛ و از اين جهت بوده كه پيغمبر عليه السّلام در دعا و مناجاتش از براى پروردگار خود فرموده « 1 » كه : « و الخير كلّه بيديك و الشّر ليس إليك » « 2 » . و هر چيزى كه مىآيد از ناقص ناقص است و هر چيزى كه مىآيد از كامل كامل است . پس لايق نيست چيزى كه صادر مىشود از بقعهء امكان به حضرت وجوب ، و

--> ( 1 ) . اصل : - فرموده . ( 2 ) . صحيح مسلم ، ج 1 ، ص 534 و با اندكى تفاوت در : بحار الأنوار ، ج 84 ، ص 206 ، 366 و 380 .