صفى الدين محمد طارمى

236

انيس العارفين ( تحرير منازل السائرين ) ( فارسى )

« و علامت اين صادق آن است كه احتمال نمىكند داعيه‌اى را كه بخواند او را به جانب نقض عهد . » چرا كه او مغلوب است در قصد خودش ، و مجذوب است به سوى حقّ به استعداد فطرى خود ، و مطلوب است از براى اين شأن ؛ و مستحيل است از او نقض عهد ؛ « پس احتمال نمىكند داعيه‌اى را كه بخواند او را به سوى نقض عهد . » چرا كه او منجذب بالذات است به سوى وفاى به عهد . و همانا « 1 » « صبر نمىكند بر صحبت ضدّى . » چرا كه او وحدانىّ الوجهة و دائم الانس است به حق‌ّتعالى ، متيقّظ و بيدار و آگاه است در امر خود ، و ضدّ او دائم الغفلة است و مايل به سوى تفرقه و مخالف از براى او در وجهت ، پس صبر نمىكند بر صحبت او - ناطق باشد او يا ساكت - از براى منافاتش از براى او ؛ پس اگر نطق كند ، ناطق مىشود از تفرقه به حكم غفلت ؛ پس مشوّش مىكند وقت او و حضور او را ؛ و اگر سكوت كند ، سرايت مىكند به سوى او باطن او كه مظلم است به تفرقه ؛ و اين صادق - از براى صفاى باطنش و نورانيت قلبش - لطيف الإدراك است ، و احساس‌كننده است به ظلمت باطن و ثقل تعلّق به او ؛ پس احتمال نمىكند صحبت او را ، و مداهنه نمىكند با او ، و نمىگردد دور او ؛ چرا كه او مىبيند اين را نفاق و سوء ادب . زيرا كه لا بدّ است در صحبت او از اظهار خلاف آنچه در باطن اوست ؛ و او منافى است از براى صدقى كه او مقام اوست ؛ و خالى نيست اين از فتورى ، و او از براى شدّت انجذاب او به سوى حقّ بالذات فتور نمىكند از جهد و اجتهاد به حالى از احوال ؛ پس چگونه مىنشيند با اهل غفلت فتوركننده از جدّ خود ؛ پس به درستى كه مضادّت خالى نمىباشد از ممانعت ، و حال آنكه او طلب مىكند معاونت را در امر خودش .

--> ( 1 ) . اصل : - همانا .