صفى الدين محمد طارمى
235
انيس العارفين ( تحرير منازل السائرين ) ( فارسى )
و هو على ثلاث درجات : الدرجة الاولى : صدق القصد ، و به يصحّ الدخول في هذا الشأن ، و يتلافى « 1 » كلّ تفريط ، و يتدارك « 2 » كلّ فائت ، و يعمّر كلّ خراب ؛ و علامة هذا الصادق أن لا يحتمل داعية تدعو إلى نقض عهد ، و لا يصبر على صحبة ضدّ ، و لا يقعد عن الجدّ به حال . « قصد » نيّت است ، و صدق آن ، آن است كه متوجّه شود قلب به سوى مقصود به داعيهاى كه كشنده باشد به سوى سلوك و به ميلى قوىّ كه قهر نمايد سير را به انجذاب به سوى مقصود ، و منع كند او را از التفات به ما سواى مقصود ، بدون غرضى و ريايى و شوبى و آميختگى از چيزى ديگر به وجهى از وجوه ، و اين شأن طلب حقّ است و سير در طريق او . زيرا كه اگر نباشد نيّتى صادق - بنا بر « 3 » آنچه وصف كرده شد - صحيح نيست دخول در اين طريق . « و تلافى كرده مىشود به آن قصد هر تفريطى را » يعنى هر تقصير سالف را در حال غفلت به درستى كه تلافى كرده مىشود به اين قصد . چرا كه او موجب مسارعت در خيرات و طاعات است و موجب فرصت نگاه داشتن فرض عبادات است ، به حيثيتى كه ترك نمىكند فرصتى را كه فوت شود او را - همچنانكه فوت شده بود آن فرصت او را در غفلت - تا نورانى شود دل به نور طاعت ، و روشن شود از ظلمت غفلت سالف در اين بيدارى كه گويا آن ظلمت نبوده است . پس مىباشد صاحب آن قصد بتحقيق كه تدارك كرده است چيزى را كه فوت شده است او را . « و تعمير كرده مىشود به انس هر خرابى را . » چرا كه قلب وقتى كه خالى شد از انس به خداى تعالى ، مىباشد خراب ؛ پس اين صدق اقتضا مىكند انس را به خداى تعالى و اجتهاد در او از غير ديدن عمل ؛ پس به درستى كه صادق منزّه است از ديدن عمل و اگرنه مىباشد حاضر با عمل - نه با خداى تعالى - و انسگيرنده به غير حقّ ، و محجوب به عمل از حقّ .
--> ( 1 ) . اصل : + به . ( 2 ) . همان . ( 3 ) . اصل : - بر .