صفى الدين محمد طارمى
234
انيس العارفين ( تحرير منازل السائرين ) ( فارسى )
باب الصدق قال اللّه تعالى : فَإِذا عَزَمَ الْأَمْرُ فَلَوْ صَدَقُوا اللَّهَ لَكانَ خَيْراً لَهُمْ « 1 » . يعنى : پس هرگاه متحقق شد امر ، پس اگر تصديق كنند خداى تعالى را در عزيمت بر آنچه مأمور شدهاند به او ، هرآينه خواهد بود خير از براى ايشان . [ معناه ] الصدق اسم لحقيقة الشيء بعينه حصولا و وجودا . اصل « صدق » اخبار مطابق است از براى واقع . پس چونكه بود صدق كه خبر مىداد از حقيقت شىء بر آنچه خبر داده شده بود از او از روى وجود ، نقل كرده شده به سوى هر حقيقتى ؛ پس اگر حاصل شده باشد از براى آن حقيقت و متحقّق شده باشد هر چيزى كه آن حقيقت به اوست از كمالاتى كه امكان دارد از براى آن حقيقت ، گويا « 2 » كه بوده باشد آثار و احوال او كه خبر مىدهد آنكه هر چيزى كه سزاوار است از براى آن حقيقت ، حتّى اين حقيقت بعينها ، حاصل شده است از براى آن حقيقت بالفعل ، پس آن حقيقت صادقه است ، گفته مىشود كه : « رمح صدوق » يعنى سخت و قوّى ؛ يعنى حاصل شده است از براى او هر چيزى كه ممكن است از براى او تا آنكه بوده باشد رمح به حقيقت . پس صدق اسم است از براى هر حقيقتى كه حاصل شده باشد از براى آن حقيقت ، و يافت شده باشد بالفعل هر چيزى كه ممكن است از براى او ، تا آنكه بوده باشد اين حقيقت تامّ و كامل ؛ و اگرنه نخواهد بود اين حقيقت بعينها ، پس گويا كه آن حقيقت كاذب است در اخبارش از نفس خودش اين حقيقت را .
--> ( 1 ) . محمّد / 21 . ( 2 ) . اصل : - گويا .