صفى الدين محمد طارمى
214
انيس العارفين ( تحرير منازل السائرين ) ( فارسى )
و كلّ لذيذة قد نلت منه * سوى ملذوذ و جدي بالعذاب « 1 » و گفتهاند : بعضى ديگر ( شعر ) : اريد وصاله و يريد هجري * فأترك ما اريد لما يريد پس محبّت اقتضا مىكند لذّت را به بلا ؛ چرا كه او مىيابد نفس خودش را بر ذكرى از محبوبش ، پس اراده مىكند قرب او را و انس او را ؛ و صبر اقتضا مىكند كراهت بلا را ، و كراهت منافى انس است ، پس مىباشد اوحش . و از اينجا ظاهر شد آنكه صبر و محبّت متنافياناند . و نيز به درستى كه صبر اظهار تجلّد است ، و او در مذهب محبّت از اشدّ منكرات است از روى ناخوشى و باور نداشتن ، و ظاهرترين علامات عداوت است از روى راندن و دور كردن . گفتهاند بعضى ( شعر ) : و يحسن إظهار التجلّد للعدى * و يقبح إلّا العجز عند الأحبّة « 2 » و بودن صبر ناشايستهترين منازل در طريق توحيد ، از براى آن است كه صابر ادّعا مىكند قوّت ثبات را ، و دعوى ثبات و تجلّد از رعونات نفس است ، و توحيد اقتضا مىكند فناى نفس را ، پس مىباشد ناشايستهتر ؛ چرا كه ثبات نفس در طريق توحيد قبيحترين منكرات است . و هو على ثلاثة درجات : الدرجة الاولى : الصبر عن المعصية بمطالعة الوعيد إبقاء على الإيمان ، و حذرا من الجزاء ؛ و أحسن منها الصبر عن المعصية حياء . « به مطالعهء وعيد » يعنى به دوام نظر به سوى وعيد و استحضار او به حيثيتى كه
--> ( 1 ) . ابن عربى در فتوحات به اين شعر استشهاد كرده و آن را به ابو يزيد بسطامى نسبت داده است . ر . ك : الفتوحات المكّية ، ج 1 ص 511 ؛ ج 2 ، ص 408 ، 524 ، 614 ، 657 ، 746 و ج 4 ، ص 185 . ( 2 ) . ديوان ابن الفارض ، ص 30 .