صفى الدين محمد طارمى

207

انيس العارفين ( تحرير منازل السائرين ) ( فارسى )

مقتضاى علم ، و « كشف » ظاهر شدن نور مقصود و معاينهء مطلوب است ، و با وجود حصول مقصود ضايع و باطل است قصد ؛ پس بايد كه ترك كند قصد را به سوى كشف . « و تسليم كند رسم را به سوى حقيقت » ؛ و او آن است كه فانى شود از نفس خود در حقيقت ؛ چرا كه نفس او رسم است ، و حقيقت وقتى كه تجلّى كند ، فانى مىگرداند ما سواى خود را و مشاهده نمىكند آن حقيقت را مگر آن حقيقت . و الدرجة الثالثة : تسليم ما دون الحقّ إلى الحقّ مع السلامة من رؤية التسليم بمعاينة تسليم الحقّ إيّاك إليه . چون‌كه تسليم كرد رسم خودش را به سوى حقّ - در درجهء ثانيه - منفتح شد بر او باب فناى فى اللّه ؛ پس مشاهده كرد آنكه رسوم همه فانىاند در حقّ . به درستى كه خلق - همه - آثار و رسوم مضمحلّ شده‌اند در حقّ ، و اين است « تسليم مادون حقّ به سوى حقّ با سلامت از رؤيت تسليم . » پس به درستى كه حقّ وقتى كه تجلّى كرد ، باقى نمىگذارد نور او چيزى را از ظلمات حجبى كه او اغيار است ؛ پس نمىباشد عينى از براى غير و نه اثرى ؛ پس معاينة مىبيند به عين حقّ تسليم حقّ نفس او را به سوى نفس خود ؛ پس مزاحم نمىشود او را شهود رؤيت و نه غير او ؛ از براى خلوص فردانيت حقّ به ذات و صفات و افعال خود ، و شهود ذات خود به ذات خود در صور كلّ ؛ پس سلامت شود از رؤيت تسليم ؛ چرا كه آن رؤيت نيز از آثار است .