صفى الدين محمد طارمى

205

انيس العارفين ( تحرير منازل السائرين ) ( فارسى )

امّا علوّ ايشان به نسبت به توكّل : پس از براى آنكه گذشت از قلّت علّت ايشان ، و بودن ايشان الطف و اشرف ، و بودن تفويض اوسع از روى معنى ، و بودن ثقه اقوى از روى قوّت . و امّا دنوّ ايشان به نسبت به تسليم : پس از براى آن است كه تفويض برائت است از حول و قوّت ، و فناى در قدرت به اعتراف به عجز ، و ثقه قعود است از منازعه و اقدام ؛ و در تسليم هست آنچه در ايشان است با ترك اعتراض و استسلام از براى حكم و فناى در علم به اعتراف به جهل . پس تسليم اقرب است به سوى توحيد ذاتى و اعلاست از روى مرتبه در سير فى اللّه و حصول كمال و سعادت . و هو على ثلاث درجات : الدرجة الاولى : تسليم ما يزاحم « 1 » العقول ممّا يشقّ على الأوهام من الغيب ، و الإذعان لما يغالب القياس من سير الدّول و القسم ، و الإجابة لما يفزّع المريد من ركوب الأهوال . يعنى : تسليم چيزى كه پيش مىآيد از غيب ، از امورى كه مزاحم عقول است ، از براى جهل عقول به اسباب و وجه صلاح آن امور ؛ و مشقّت است بر اوهام ، از براى بودن آن امور مخالف از براى هواها و مشتهيات آن اوهام را - مثل تخريب بلدان و عمران به سيلها و مطرها و زلازل و ساير حوادث ، و اهلاك اقوام و حرث و نسل به صواعق و سمايم و بادهاى سرد و عواصف و قواصف و ثلوج و امثال اين از آفات و نوايب - به سوى خداى تعالى و ترك اعتراض بر او و انقياد از براى حكم او و امر او ؛ پس به درستى كه او داناتر است به اين . پس واجب است آنكه تسليم كند از براى او حكم خود را و بداند كه اين امور واقع مىشود به مشيّت او ، و مشيّت او تابع است از براى حكمت او ؛ پس خطور

--> ( 1 ) . اصل : يزاحمه .