صفى الدين محمد طارمى
202
انيس العارفين ( تحرير منازل السائرين ) ( فارسى )
و الدرجة الثالثة : معاينة أزلية الحقّ ليتخلّص من محن القصود ، و تكاليف الحمايات ، و التعريج على مدارج الوسائل . يعنى : شهود تجلّى حقّ در ازل به صور اعيان و احوال اعيان ، تا محقّق شود آنكه جميع آنچه جارى مىشود بر خلايق ، او صور معلومات حقّ است كه تجلّى كرده است به آن صور در ازل . پس خلاص مىشود از محن و آزمايش قصدها در طلب ، از براى علم او به آنكه چيزى را كه طلب مىكند او را ، اگر قسمت كرده شده است از براى او در ازل ، تخلّف نخواهد كرد از او البتّه ؛ و اگر قسمت كرده نشده است از براى او ، ممكن نيست تحصيل او ؛ پس قصد نمىكند او را و اگر قصد كند او را اهتمام « 1 » نمىكند در قصد او ، و غمگين نمىشود به نايافت شدن او ؛ از براى يقين او كه او نيست نصيب او و اگرنه مىرسيد به سوى او . و خلاص مىشود « از تكاليف حمايات » يعنى محافظات و انواع حذر و احترازات [ و ] پرهيزاتى كه محافظت و حمايت مىكند به آنها نفس خود را يا غير خود را - از براى يقين او به آنكه آنچه مقدور است از بليّات ، غنىّ نمىسازد از او حذر نمودن ، و مندفع نمىشود به حمايت ، و ردّ نمىشود به تقيّه و پرهيز نمودن ؛ پس تعب نمىكشد در دفع ، و تكلّف نمىكند در حفظ - پس استراحت مىيابد . و خلاص مىشود از « تعريج » ؛ يعنى ميل نمودن به طرف وسايل و اسباب و وسايط ، و وقوف به او ؛ پس ملتجى نمىشود به سوى احدى در دفع چيزى كه لا بدّ است از وقوع او ، و چنگ درنمىزند به سببى در جذب چيزى كه نبوده است كه فوت شود از او . فرمود پيغمبر عليه السّلام - از براى ابن عبّاس - : « به درستى كه امّت اگر جمع شوند بر آنكه نفع برسانند تو را به چيزى ، نفع نمىرسانند تو را هرگز مگر به چيزى كه نوشته است
--> ( 1 ) . اصل : احتمام .