صفى الدين محمد طارمى

180

انيس العارفين ( تحرير منازل السائرين ) ( فارسى )

صاحبش و راضى شود به او ؛ پس بايستد همّت او نزد آن خدمت ؛ پس تقصير كند از ما فوق او از مراتب و درجات ، و مرتقى نشود به سوى كمال ، و باقى بماند در تحت تصوّر ، و محروم شود از خير كثير ؛ به درستى كه سالك هرگاه قانع شود ، لا حق مىشود او را حرمان . و الدرجة الثانية : تهذيب الحال ؛ و هو أن لا يجنح « 1 » الحال إلى علم ، و لا يخضع لرسم « 2 » ، و لا يلتفت إلى حظّ . يعنى : ميل نكند « حال » به سوى حكمى از احكام علم ؛ به درستى كه « حال » اقتضا مىكند معرفت را و علم اقتضا مىكند عمل را ، و حكم حال غلبه است . پس اگر غالب شود او را حكمى از احكام علم يا معارضه كند او را ، پس از براى ضعف حال يا از براى عدم صحّت اوست . زيرا كه حال ميراث علم و روح عمل است كه حيات عمل به اوست ، و معرفت ميراث حال و روح علم است كه حيات علم به اوست . پس اگر معارضه كند حكم علم حال را ، بتحقيق « 3 » كه رجوع كرده است بازگونه و غالب شده است جسم روح را ، و برگرديده است امر . چرا كه او فرود آمدن است به سوى اوّل مراتبى كه او علم متعلّق به عمل است . پس سنجيده نمىشود حال را به ميزان علم . « و خضوع نمىكند » « 4 » صاحب‌حال از براى رسمى از رسوم علم ، چه جاى از رسوم طبع . به درستى كه رسم اثر است و صاحب‌حال طالب است از براى عين ؛ پس غالب نمىشود او را اثرى و تعلّق نمىگيرد به دل او چيزى غير مطلوبش . و اصحاب احوال مىنامند اهل علم ظاهر را « علماى رسوم » . « و التفات نمىكند به سوى حظّى » يعنى اعتماد نمىكند به حال خود [ و ] به

--> ( 1 ) . اصل : لا تجنح . ( 2 ) . اصل : لرسوم . ( 3 ) . اصل : تحقيق . ( 4 ) . ك : + أى .