صفى الدين محمد طارمى
168
انيس العارفين ( تحرير منازل السائرين ) ( فارسى )
و الدرجة الثالثة : مراقبة الأزل بمطالعة عين السبق استقبالا لعلم التوحيد ، و مراقبة ظهور إشارات الأزل على أحانين « 1 » الأبد ، و مراقبة الخلاص من ربطة المراقبة . يعنى : شهود معنى « ازل » يعنى اوّليت به اوايلى كه اوّلى نيست از براى او ، به اين طريق كه مطالعه كند حقيقت سابقيت حقّ را از براى كلّ ؛ يعنى قدم ذاتى كه او ازليت آزال است ، تا استقبال كند به اين شهود علم توحيد ذاتى را ؛ پس بداند تقدّم حقّ را بالذات بر كلّ تقدّمى كه متأخّر است از او زمان و ما فوق زمان ؛ پس چگونه مىباشد به ما تحت او ؟ و جائز است كه بوده باشد « علم توحيد » به فتح « عين » و « لام » ؛ يعنى از جهت استقبال از براى آيت و علامت توحيد كبرى ؛ يعنى از جهت مهيّا شدن و مستعدّ شدن از براى قبول تجلّى توحيد ذاتى . و شهود « ظهور اشارات ازل » ؛ يعنى معانى معلومات حقّ در ازل بر اجزاى زمان در حالى كه مترتّب باشند به ابد . پس ببينند هر معنى ازلى را ظاهر در وقت معيّنى از اوقات ابد ، و متّصل مىشود در شهود او ازل به ابد ، و مىبيند عين خودش را معنىاى از اين معانى ازليهاى كه تجلّى كرده است ذات احديت به او در ازل ؛ پس گم مىكند عين خودش را در اين شهود ؛ چرا كه او شهود حقّ است از براى حقّ به حقّ . و اين است شهود « خلاص از رابطهء مراقبت » . پس به درستى كه مراقبهء او مقيّد است به رسم او ؛ پس هرگاه فانى شود رسم او ، فانى مىشود قيد او ؛ و ربطه قيد است .
--> ( 1 ) . ك : احايين .