صفى الدين محمد طارمى

158

انيس العارفين ( تحرير منازل السائرين ) ( فارسى )

ضعيف شود ، و ترك نمىكند او را كه ميل و التفات كند به غير مقصود ، كه او غير حقّ است ، چه جاى آنكه تأمّل كند او را . و الدرجة الثالثة : رغبة أهل الشهود ؛ و هي تشرّف تصحبه تقيّة و تحمله همّة نقيّة و لا تبقي معه من التفريق بقيّة . و مراد به شهود در اينجا شهود حقيقت است ، فوق شهود احسان مذكور در درجهء اوّل . « و او تشرّف است » يعنى ( تقرّب است ) به وصول معشوق حقيقى ، كه همراهى مىكند او را تقيّه‌اى ؛ « 1 » يعنى حذر كردن از كلّ ما سواى او . به درستى كه اين تشرّف باقى نمىگذارد از براى غير ، وجودى ؛ پس چگونه ميل مىكند به سوى او ؟ و احتمال مىكند و برمىدارد او را و قوّت مىگيرد به حمل او « همّت نقيّه » از دنس التفات به سوى غير و آفت قصور تا بايستد نرسيده به وصول ؛ و از اين جهت است كه باقى نمىماند با او از تفرّق بقيّه‌اى نه از متشرّف و نه از غير او ؛ و اوست رغبت باقيهء بعد از وصول ، همچنان‌كه مذكور شد در اشتياق ، و اين بدايت فنا و غايت قرب است به ابقاى اثنينيت قبل از فناى تمام . پس شهود « 2 » به معنى مشاهده در مقام خفىّ يا مقام روح است « 3 » . و جائز است آنكه بوده باشد تشرّف به معنى استشراف و آن تشوّف است « 4 » ، مثل « تعجّل » به معنى « استعجال » ؛ و استشراف نمىباشد مگر به قرب ، مثل « تشوّف » . « 5 »

--> ( 1 ) . اصل : معشوق حقيقى است و تقيّه . ( 2 ) . اصل : مشهود . ( 3 ) . اصل : - است . ( 4 ) . اصل : - و آن تشوّف است . ( 5 ) . اصل : مگر به اقرب مثل تسوّف .