صفى الدين محمد طارمى
145
انيس العارفين ( تحرير منازل السائرين ) ( فارسى )
باب الورع قال اللّه تعالى : وَ ثِيابَكَ فَطَهِّرْ « 1 » . تلويح كرده است شيخ رضى اللّه عنه در استشهاد به اين آيهء كريمه به آنكه حرام - بلكه مشتبه الامر ، بلكه دنيا و ما فيها - نجس است ، واجب است تطهّر از آن ، و تطهير ذيل و ثوب از تلوّث به او . و او كنايه است از قطع تعلّق به او به وجهى از وجوه - چه جاى از تعلّق قلبى - به درستى كه ورع تطهير قلب است از دنس تعلّق به حرام در شريعت يا طريقت يا حقيقت ، و از اين جهت است كه گفت : [ معناه ] و الورع توقّ مستقصى على حذر ، أو تحرّج على تعظيم . به حذف دو مفعول « توقّي » و « تحرّج » تا متناول شود اقسام ثلاثه را ؛ و وصف كرد توقّى را به استقصا ، يعنى توقّى بالغ به غاية القصوى ؛ و او احترازى است بليغ از چيزى كه واجب است آنكه احتراز كرده شود از او - مثل حرام - برحذر تامّ كامل ، مثل حذر از شبه تا آنكه واقع نشود در حرام ، مثل قول خداى تعالى كه : تِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ فَلا تَقْرَبُوها « 2 » به درستى كه قرب از حدّ چيزى است كه مؤدّى مىشود به اعتداى او ، فرمود پيغمبر عليه السّلام كه : « من رتع حول الحمى يوشك أن يقع فيه » « 3 » . و « تحرّج » تضييق است بر نفس به سبب اجتناب كردن از رخص ، و ترك توسّع در مباح و اخذ به عزيمت ، از جهت مخافهء وقوع در حرام يا شبهه ، از جهت تعظيم
--> ( 1 ) . مدّثّر / 4 . ( 2 ) . بقره / 187 . ( 3 ) . با اندكى تفاوت در : الأمالى ( شيخ طوسى ) ، ج 13 ، ص 242 ؛ صحيح مسلم ، ج 3 ، ص 2220 ؛ صحيح بخارى ، ج 3 ، ص 70 و مستدرك الوسائل ، ج 17 ، ص 324 .