صفى الدين محمد طارمى

138

انيس العارفين ( تحرير منازل السائرين ) ( فارسى )

بركندن و شكسته كردن . و تستدرك الإرادة الغفلة ؛ ( و آن است كه دريابد اراده غفلت را . ) « اراده » تعلّق قلب است به حقّ و اجابت داعى اوست به طوع و فرمان ، و او مستدعى حضور است با حقّ « 1 » ( يا ) معارضه‌كنندهء از براى غفلت ؛ و اين استدراك اراده است از براى غفلتى كه مقتضى است از براى آراميدن به دنيا و لذّات دنيا ، تا آنكه زائل مىكند و نفى مىكند آن غفلت را . و يستهوي الطلب السلوة . ( و آن است كه دور كند طلب سلوت را . ) « استهوا » طلب فرورفتن است در زمين ، و افتادن در چاه ؛ يعنى غالب « 2 » مىكند و دور مىگرداند طلب حقّ و شدّت شوق به سوى حقّ سلوت را ( يعنى عيش فراخ خوش را ) از او و مىاندازد او را در چاه و نفى مىكند او را به قهر و قوّت . و الدرجة الثانية أن لا ينقض إرادته سبب ؛ يعنى : [ مرتبهء دوم ] آنكه قوّت مىگيرد ارادهء او و زياد مىشود ، به حيثيتى كه نقض « 3 » نمىكند او را به سببى ، و معارضه نمىكند او را عارضى كه اقتضا كند رجوع را از جناب حقّ .

--> ( 1 ) . اصل : - با حقّ . ( 2 ) . اصل : غايب . ( 3 ) . اصل : ناقض .