صفى الدين محمد طارمى

134

انيس العارفين ( تحرير منازل السائرين ) ( فارسى )

باب الخشوع قال اللّه تعالى : أَ لَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ وَ ما نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ « 1 » . [ معناه ] الخشوع خمود النفس و همود الطباع لمتعاظم « 2 » أو مفزع . خشوع در حقيقت خضوعى است ممزوج به خوفى يا محبّتى ؛ پس او انكسارى است در نفس ؛ تفسير كرده است او را شيخ به فرونشستن و فسرده‌شدنى كه مانع است از براى نفس از انبساط ( يعنى گستاخ شدن و واشدن و گشاده‌روى شدن ) . و « همود در طباع » يعنى سكون در قواى طبيعيهء نفس كه مانع است از انتشار و از هم واشدن ، از جهت هيبت از براى محبوب متعالى در عظمت ؛ يا از جهت خوف از براى كسى كه از براى اوست سطوتى كه ترسيده مىشود ، و يا عقابى كه پرهيز كرده مىشود . و هو على ثلاثه « 3 » درجات : الدرجة الاولى : التذلّل للأمر ، و الاستسلام للحكم ، و الاتّضاع لنظر الحقّ . « تذلّل از براى امر » تعبّد است به او در غايت خضوع ، و « استسلام » انقياد است از براى حكم با « 4 » اظهار عجز و مسكنت ؛ و « اتّضاع » وقوع است در ضعه « 5 » ( يعنى فرومايه شدن . ) از براى اعتقاد بودن حقّ ناظر به سوى او ، همچنان‌كه آمده است

--> ( 1 ) . حديد / 16 . ( 2 ) . اصل : لتعاظم . ( 3 ) . اصل : ثلاثة . ( 4 ) . اصل : به . ( 5 ) . « ضعه » به معناى فروتنى ، افتادگى . در نسخهء اساس اين واژه به شكل « ضيعه » ثبت شده است .