القاضي سعيد القمي

مقدمه 42

اسرار العبادات و حقيقة الصلوة ( فارسى )

قاضى سعيد يكى از آن مردان متحرك وشخصيتهاى زنده بوده است كه مىخواست اثر وجودي خود را نشان دهد عجب‌تر اينكه گفتيم أو اصالت ماهيتى است نه وجودي ومانند استادش ملا رجبعلى وجود را ميان ممكنات مشترك معنوي ووجود واجب وممكن را مشترك لفظي مىداند . ولى همهء حكما باتّفاق وجود را منشأ اثر مىدانند قاضى محمد سعيد در 1608 بأصفهان رفت ودر جوانى بر فنون حكمت وطب دست يافت به‌طورىكه طبيب رسمي دربار صفوى گرديد وبرخى گفته‌اند قاضى تا آخر سلطنت شاه عباس ثاني باين عنوان باقي بوده است سبب مرگ شاه عباس را مختلف گفته‌اند برخى بيمارى آميزشى به اضافه سرطان دانسته وگروهى مربوط به درباريان وخواجگان كرده كه از بيم جانشان أو را با شراب زهرآلود مسموم ساختند مسيو شاردن فرانسوى گويد يك روز پيش از فوت پس از مرخص كردن وزراء با اشتهاى تمام غذا خورد ساعت 9 شب ناگهان افتاد وچند لحظه قبل از مرگ گفته بود مىدانم كه مرا مسموم كرده‌ايد نزديك ساعت چهار روز 26 ربيع الثاني 1077 أول طلوع آفتاب زندگانى را بدرود گفت اما أطباء پادشاه ميرزا سعيد وبرادرش ميرزا كوچك ! كه از اجله درباريانند وقتي براي استفسار از سلامتى پادشاه بدرب اندرون رسيدند كه خواجگان براي اعلام مرگ پادشاه از آنجا خارج مىشدند وخبر مرگ پادشاه را كه مستلزم فناى آنها بود شنيدند چه در مشرق زمين زندگى يا لا أقل دارائى اطبائى كه پادشاه را معالجه مىكنند بسته به زندگى پادشاه است وپس از فوت پادشاه بىشك آنها را تبعيد نموده ودارائى آنها را مصادره مىكنند با اين دو تن نيز چنانچه خواهيم گفت عمل شد به‌ويژه كه اين پادشاه خبر از مسموم شدن خود داده واگر پادشاهى كه پس از أو به سلطنت مىرسد به‌آن شكايت ترتيب اثر دهد بايد هم‌اكنون فاتحه خود را بخوانند ودست از جان بشويند ازاين‌رو تصميم گرفتند كه پسر كوچك شاه عباس را به سلطنت انتخاب كنند چه أو كودك است ومدتها داراى اختيار نخواهد بود آن دو طبيب براي اجراى نقشه خود لازم ديدند كه وزراء را نيز با خود همراه كنند به‌ويژه صدر أعظم را نخست به بهانه اعلام مرگ شاه وبيان علت واعلان به ملت از رئيس دولت ديدن