القاضي سعيد القمي
مقدمه 37
اسرار العبادات و حقيقة الصلوة ( فارسى )
ملحق كرده است . اسرار الصنائع را به فارسي نگاشته پس از صناعات خمس بذكر كلام وفقه وديگر صناعات پرداخته سپس اسرار وآثار حروف مقطعه را آشكار ساخته ودر اينهمه از صناعيه ميرفندرسكى استمداد كرده است وكليد بهشت نيز فارسي است جناب آقاى مشكات با مقدمهء محققانه كه نگاشتهاند انتساب آن كتاب را بقاضى حكم تحكيم فرموده ودر سال 1315 بچاپ رساندهاند . تعليقات بر اثولوجيا يقول محمد المدعو بسعيد هذه تعليقات على رسالة معلم الحكمة أرسطاطاليس [ قاضى سعيد وأرسطو را پيغمبر دانستن ] گويند قاضى سعيد أرسطو را پيغمبر دانسته وگويد اين اسرار ورموز كه در اين كتاب است از راه رياضت نفس بايد رسيد ما در جاى ديگر گفتهايم واز شهرزورى در شجرة الإلهية وسيد بن طاوس در فرج المهموم نقل كردهايم كه گروهى دربارهء أرسطو نبوت ثابت كرده واز رسول أكرم صلّى اللّه عليه وآله وسلّم بعنوان حديث آوردهاند . انه كان نبيا قد جهله قومه ونيز شهرزورى در شجرة الإلهية گويد . وكان ص إذا كملت الفضيلة لاحد من أهله قال يا أرسطاطاليس هذه الأمة ونگفته نماند كه تنها اين گفتار دربارهء أرسطو نيست بلكه بسيارى از دانشمندان اسلام نسبت بجمعى از حكماى يونان كه نام أرسطو وأفلاطون وسقراط پيش از ديگران وپيش از گروه ديگر برده مىشود وحقا اينچنين ثبات وپايدارى واز ازخودگذشتگى وفداكارى جز در مكتب توحيد قابل اكتساب نيست بهويژه سقراط كه چون قيافه مهيب مرگ را كه بگفته شاعر دويهية تصفر منها الأنامل يعنى با أفكار شاعرانه وتخيلات ماهرانه كه هر حقي را باطل وباطل را بصورت حق جلوه مىدهد وازاينروى مرگ را تصغير مىبندد كه بدينوسيله تحقير كرده باشد همين تحقير وتصغير دليل بر تعظيم مىشود كه وقد يجيء التصغير للتعظيم ولى در مكتب نبوت وحكمت اين درس خيلى ساده داده مىشود سقراط در آن موقف كه موقع امتحان بود با صداى بلند مىگفت انا للموت وأنتم للحياة واى أفضل آرى گروهى از مورخين ودانشمندان اسلام حكماء يونان را پيغمبر مىدانند وجمعى