القاضي سعيد القمي
مقدمه 25
اسرار العبادات و حقيقة الصلوة ( فارسى )
كه پس از نماز بامداد عرفا را لعن مىفرستاد سبحهء در دست ولعن بر دهن داشت چون صد بار تمام شد نوبت لعن ملا محراب رسيد أو را نيز لعنت كرد چون پايان يافت أو را پرسيدم شما ملا محراب را مىشناسى گفت نه گفتم پس چرا أو را لعن مىكنى گفت آن ملعون به وحدت واجب الوجود معتقد است گفتم اگر گناهش اينست از لعن أو غافل مشو كه بسيار سزاوار است . نگارنده اگر نمونههائى از اين افراد را نديده بودم شايد باور نمىكردم كه عناصرى اينچنين در لباس دين چگونه باشند خود اينجانب كتاب شرح منظومه همراه داشتم وبمسجد جامع سبزوار اندر شدم مدرس مقدس ! از من پرسيد كتاب چيست گفتم شرح منظومه حاج ملا هادي است بسيار ناراحت شد وگفت بمسجد چرا آوردهايد چون اصطلاح آنان را شنيده بودم بزبان خودشان گفتم چون رطوبت ندارد محل اشكال نيست با كمال سادگى گفت بعضي مطلق مىگويند وفرقى بين رطب ويابس آن نمىگذارند وادخال مطلق نجاست را در مسجد حرام مىدانند جائى كه أمثال ملا محسن فيض مصون نمانده وصدر المتألهين تأمين نداشته در آغاز نگارش هر كتاب شرح مبسوطي به گزارش وحكايت شكايتآميز از اخلاق عمومى پرداخته فياض لاهيجى صاحب شوارق ونويسنده گوهر مراد وسرمايه ايمان است تكفير نكرده ولى ناراحت كردهاند . كه مىگويد الهى فيض مشرب ده كه دلگيرم ز مذهبها * نمىدانم چه مىخوانند اين طفلان به مكتبها مشقتهاى راه آمد براي راحت منزل * اگر مطلب توئى پس مختلف از چيست مذهبها حكيمان را نمىدانم فقيهان هرزه مىگويند * بيا وپرده يكسو كن كه گردد كشف مطلبها زهى « 1 » پست وبلندى دارد اين وادى خبر دارم * سبك بنديد اى جمازهداران بار محملها
--> ( 1 ) - ظ بسى