القاضي سعيد القمي
مقدمه 18
اسرار العبادات و حقيقة الصلوة ( فارسى )
كه مسموعات خود را مدون سازم جواب گفت هيچ عاقلى تجويز نمىنمايد كه علم را از دل زنده به پوست مرده نقل نمايد بر تقديرى كه من تجويز نمودم وتو مسموعات ومعلومات خود را تدوين نمودى واعتماد بر آن كردى چنان انگار كه شخصي در حمام يا در راهى كه كتاب حاضر نيست از تو مسئله سؤال كرد چه خواهى گفت الا آنكه معترف به ناداني وجهالت شوى ازاينجهت در مدت عمرش كه يكصد وبيست سال باشد آنچه كسب مىكرد در صفحه خاطر مىنوشت لهذا در حكمت وفلسفه أستاذ أساطين الحكماء شد ودوازده هزار شاگرد داشت كه هر يك أستاذ جمعى بودهاند در مرتبه ديندارى نيز أستاذ جميع معاصرين خود بود وپيوسته مردم را از تجارت أصنام وبتپرستى منع نمود به عبادت الهى تحريض وترغيب مىكرد در سر اين ممانعت وبر اثر آن دعوت بتپرستان در مقام كشتن أو برآمدند وهر چند پادشاه آن عصر أو را تكليف نمود كه درين خود را از مردم مخفى بدار كه مبادا از مشركان وكفره به تو آسيبى رسد قبول نكرد تا گاهى رسيد كه كشته شد ونقل نمودهاند كه أو را مخير ساختند ميانه استتار مذهب خود وعدم دعوت خلق به عبادت خدا وكشته شدن أو قبول عدم دعوت نكرد تا آنكه زهر آوردند وخود زهر خورد از سخنان اوست كه در هيچ زماني فصل ربيع مفقود نيست يعنى اكتساب فضائل در هيچ وقتي ممنوع نيست ونيز همواره مىگفت كه فرق در ميان نفس شريف وخسيس آنست وباين عنوان توان معلوم كرد كه نفس شريف مايل معقولات است ونفس خسيس طالب محسوسات وهر يك بسرعت بمطلوب خود رسند نقل از تذكرة الحكماء كتابخانه مجلس به شماره 242 طباطبائى بعضي از حيوانات هستند كه هميشه ببوى عفن مستند واز بوى خوش نفرت دارند يا هرگز بوى خوش استشمام نمىكنند هميشه حالت تهيؤ وآمادگى براي بوهاى بد وكنديده دارند باشه وكركس را همه كس ديده ودانستهاند كه در فضا به بلندى چندين هزارپا در پرواز بوده است ناگهان از فراز هوا به زير آيد چه در عمق درهاى مردارى باشد كه باشه ببوى آن لاشه فرود آمده ومقصود خود را جسته است اين موضوع در ميان نوع بشر نيز نظير ومانند دارد برخى از مردم هستند كه هزاران صفت خوب آدمي را نمىبينند واز ديدن زيبائى كورند هميشه در آن انديشه كه نقايص مردم بينند وعيب افراد را باز گويند واينكه مردانى در دنيا عظمت پيدا مىكنند يكى از موجبات وعوامل