القاضي سعيد القمي

126

اسرار العبادات و حقيقة الصلوة ( فارسى )

الآخرة ويتقرب به إلى اللّه سبحانه « 1 » [ الزكاة زكاتان زكاة الأموال والأعيان وزكاة الرؤوس والأبدان ] ثم اعلم أن الزكاة زكاتان زكاة الأموال والأعيان وزكاة الرؤوس والأبدان اما الثاني فقسمان زكاة الفطر وزكاة الأعضاء والقوى والأول يكون في النقدين والانعام الثلث والغلات الأربع ففي الأولين ربع العشر لكن نصابهما يختلف وفي الثواني

--> ( 1 ) - غزالى در احياء العلوم در موضوع نكوهش غرور كه كتاب دهم از مهلكات است گويد دسته ديگر از كساني كه بعلم فقه مغرور وفريفته شده وحكم خدا را تابع حكم خود دانسته‌اند بتصور آنكه آنچه حيله‌ورزى كنند وچاره‌جوئى نام نهند در مقام قضاوت بگويند وحقوق بندگان خدا تضييع كنند خداى تعالى نيز همان گويد وعامه آنها بدين درد مهلك اخلاقى گرفتارند جز گروهى معدود واشخاصى از أكياس اينك به پاره‌اى از اقسام دغل وحيل آنها اشاره كنيم مثلا فتوى مىدهند كه هرگاه زن شوهر خود را از دادن مهر وصداق برى كند واز اين حق خود صرف‌نظر نمايد آن مرد بين خود وخدا برى مىشود وذمه أو از اشتغال به در آيد كيست كه نداند كه برخى از مردمان پست وفرومايگان بمنظور استفاده نسبت بزن خود بناى ناسازگارى گذارند وبدرفتارى در پيش گيرند وبه‌طورى نسبت به آنان كج‌روى وتنگ‌خلقى پيشه كنند كه براي بانوان قابل تحمل نبود چارهء خود را در استخلاص از اين تنگنا وناراحتىها در اين بيند كه شوهر خود را ابراء كند كه از دست أو رهائى يابد آرى اين نامش ابراء است ولى نه آن ابرائى كه موجب برائت ذمه گردد وبحق وواقع ذمه آن مرد برى شده باشد چه خدا در قرآن فرمايد فَإِنْ طِبْنَ لَكُمْ عَنْ شَيْءٍ مِنْهُ نَفْساً فَكُلُوهُ هَنِيئاً مَرِيئاً ومعنى طيب نفس دلخوشى است بىشك اگر بانوئى از روى مهر ومودت با كمال ميل ورغبت از حق مشروع خود صرفنظر كند قبول آن حلال ومباح وخوردن آن مال روا وجائز است ولى اين‌گونه صداق بخشيدن واز مهريه گذشتن وزن را در بن‌بست گذاشتن مصادره نام دارد زيرا چنين زن خود را بين دو رنج ومحنت مشاهده مىكند وبحكم عقل آنكه آسان‌تر است مىپذيرد آرى قاضى محكمه از دلها خبر ندارد چه در اكراه باطني ونارضايتى كمتر ممكن است مطلع شوند ولى خداوندى كه قاضى بحق است وهرگز راضى بظلم نيست در روز تصدى حكم وعدالت