القاضي سعيد القمي
مقدمه 16
اسرار العبادات و حقيقة الصلوة ( فارسى )
علم كز تو تو را به نستاند * جهل از آن علم به بود صد بار علم ودانش واقعي آنست كه هر قدر بيشتر بداند تواضع وخضوعش در پيشگاه علم بيشتر شود ومن تا كنون ياد ندارم كه چنين نگارش مؤدبانه ديده باشم براي آنكه گفتارم حمل بر مبالغت نشود چند فراز از آغاز آن نامه را ترجمه وگزارش دهم دوست دانشمند وبرادر ارجمندم خدايت عمر دهاد وتوفيق وعزّت تو زياد كناد واز گزند حوادث بر كنار بداراد نخست بايد بگويم كه آن دانشمند آزاده را چه افتاده كه از چون من پرسش علمي كند من وأمثال مرا حق آن نيست كه در برابر چون توئى دعوى فضل كند تو خود بهتر از همه دانى كه دانستن رمز خلقت وراز عبادت از مسائل مشكله ومطالب معضله است وطبقات مختلف علماء وأهل بحث ونظر درينباره انديشه كرده وهمچنان موضوع لا ينحل مانده است چه اين دو موضوع مهم از مطالب نهائي فلسفهء أولى وعلم أعلى است انظار وأفكار متكلمان كه أركان علم وبزرگان فضل ودانش بودهاند هماره درينباره مختلف ومتناقض بوده است جائى كه عقاب پر بريزد * از پشهء لاغرى چه خيزد ولى اكنون كه اين افتخار را بمن داده ومرا شايسته دانستهايد كه درين بحث وارد شوم ودر اين دو موضوع مهم گفتگو كنم چاره وگزيرى نمىبينم جز آنكه بر سبيل ايجاز واختصار راه تحقيق پويم واقسام وأصناف دلايل قوم باز گويم ونظر وفكر خود ونتيجة أفكار پيشينيان را عرضه بدارم تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل ودر عين حال سخنان من درسى است كه نزد أستاذ پس مىدهم وهميشه خود را مستفيد مىدانم بقاء آن دانشمند بزرگ را از خداوند خواهانم وتوفيق حق را بفضل وكرم بىنهايتش آرزومندم سپس وارد مهمترين بحث فلسفي شده وحق دانش وفضيلت را ادا كرده است ودر باب راز خلقت ورمز آفرينش واسرار عبادات داد سخن داده است واين رساله با چندين رسالهء ديگر بنام جامع البدائع بچاپ