محمد نعيم
مقدمهء مصحح 9
شرح مثنوى ( فارسى )
قصّهء سؤال كردن عايشه از مصطفى ( ص ) كه امروز باران باريد ، چون تو سوى گورستان رفتى ، جامههاى تو تر نيست ! 39 تفسير قول حكيم سنائى قدّس سرّه 40 قصّهء ناليدن استن حنّانه چون براى پيغمبر منبر ساختند كه جماعت انبوه شد ، گفتند : ما روى مبارك تو را هنگام وعظ گفتن نمىبينيم 41 گردانيدن عمر - رضى اللّه عنه - نظر او را از مقام گريه كه مقام هستى است به مقام استغراق كه مستى است 42 صبر فرمودن اعرابى زن خود را و فضيلت صبر و فقر گفتن با زن 45 نصيحت كردن زن مر شوى را كه سخن افزون از قدم و از مقام خود مگو 46 نصيحت كردن مرد زن را كه در فقيران به خوارى منگر [ و ] در كار حق به گمان كمال نگر و طعنه مزن در فقر 47 در بيان اين خبر كه « إنّهنّ يغلبن العاقل و يغلبهنّ الجاهل » 48 تسليم كردن مرد خويش را به آنچه التماس زن بود 49 در بيان آنكه موسى و فرعون هر دو مسخّر مشيّت حقّاند چنانچه زهر و پازهر 50 در بيان آنكه موسى و فرعون هر دو مسخّر مشيّت حقاند 50 در معنى « مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ يَلْتَقِيانِ بَيْنَهُما بَرْزَخٌ لا يَبْغِيانِ » 54 در معنى آنكه آنچه ولىّ كامل كند ، مريدان را نشايد گستاخى كردن و همان فعل كردن 55 مخلص ماجراى عرب و جفت او 57 تعيين كردن زن طريق طلب روزى شوى خود را 60 در بيان آنكه چنانچه گدا عاشق كرم كريم است ، كرم كريم عاشق گداست 60 قبول كردن خليفه هديه را و عطا فرمودن 63 قصّهء آنكس كه در يارى بكوفت 67 روى درهم كشيدن به سبب ملال مستمعان 68 طلب كردن يوسف صدّيق ارمغان از مهمان 70