محمد نعيم
25
شرح مثنوى ( فارسى )
اضافت « 1 » كردن آدم آن « 2 » زلّت را به خويش كه « رَبَّنا ظَلَمْنا أَنْفُسَنا » و اضافت « 3 » كردن « 4 » ابليس گناه خود به حق كه « رَبِّ بِما أَغْوَيْتَنِي » « 5 » [ 1482 ] خلقِ حق « 6 » افعال ما را موجِد است * فعلِ ما آثارِ خلقِ ايزد است يعنى : خلق و تكوين حق تعالى / A 01 / موجد افعال ماست و افعال ما آثار آن تكوين است ، نه آنكه افعال ما مستقل « 7 » و مستبدّ است ، چنانچه قدريّه قائل است كه بنده در افعال خود مستقل « 8 » و خالق است كه حق تعالى را در فعل بنده هيچ دخلى نيست ، نه از روى خلق و نه از روى تأثير « 9 » . [ 1483 ] ناطقى يا حرف بيند يا غرض * كى شود يكدم محيط دو عَرَض ؟ [ 1484 ] گر به معنى رفت ، غافل شد ز حرف * پيش و پس يكدم نبيند هيچ طرف ليك هست آن فعلِ ما مختارِ ما * زو جزا گه يار ما گه تار ما [ 1486 ] چون محيطِ حرف و معنى نيست جان * چون بوَد جان خالقِ اين هر دو آن ؟ يعنى : بنده كه ناطق و متكلّم كلام است ، اگر خالق آن كلام باشد ، پس بايد كه بنده احاطه كند و موجود گرداند لفظ و معنى را در آن واحد ؛ و اين قسم تصرّف و قدرت در حقّ بنده محال است كه محيط دو چيز « 10 » در آن واحد باشد . هرگاه « 11 » احاطهء لفظ و معنى در حقّ ملاحظه « 12 » و فهم « 13 » بنده را محال است كه اگر لفظ را ملاحظه « 14 » مىكند ، از معنى غافل مىشود و اگر معنى را ملاحظه « 15 » مىكند ، از لفظ غافل مىشود . پس در حقّ ايجاد « 16 » به
--> ( 1 ) . س : انصاف . ( 2 ) . ش : - آن . ( 3 ) . س : انصاف . ( 4 ) . ش : - كردن . ( 5 ) . ش : - رَبِّ بِما أَغْوَيْتَنِي . ( 6 ) . س : خلق . ( 7 ) . س : مستقبل . ( 8 ) . س : مستبل . ( 9 ) . س : تأثر . ( 10 ) . س : جزء . ( 11 ) . س : و . ( 12 ) . س : ملاحظ . ( 13 ) . س : هم . ( 14 ) . س : ملاحظ . ( 15 ) . س : ملاحظ . ( 16 ) . س : اتحاد .