محمد نعيم

60

شرح مثنوى ( فارسى )

خلاف آب كه ماهيت آن آب بسيط و مجرّد است . تعيين كردن زن طريق طلب « 1 » روزى « 2 » شوى خود را « 3 » [ 2700 ] تو گواهى غير گفت‌وگو و رنگ * وانما تا رحم آرد شاهِ شَنْگ [ 2701 ] كِاين گواهى كه ز گفت و رنگ بُد * نزدِ آن قاضى القضاة آن جَرْح شد يعنى : گواهى كه به گفت‌وگو و قال است و غير مقرون به مواطات قلب و حال است ، آن گواهى نزد حق مجروح و غير مقبول است و دروغ بىفروغ است . [ 2702 ] صدق « 4 » همىخواهد گواه « 5 » حالِ او * تا بتابد نورِ او بىقالِ او يعنى : گواهى و شهادت چنين بنما كه بىگفت‌وگو صدق « 6 » باطن تو در دل ديگر زند كه نور فقر در دل آن غير اثر كند ، آن گواهى حالى است نه قالى . در بيان آنكه چنانچه گدا عاشق كرم كريم است ، كرم كريم عاشق گداست . اگر گدا را صبرش بود ، كريم به در او « 7 » آيد و اگر كريم را / B 52 / صبر بود ، گدا بر در او آيد . امّا صبر گدا كمال گداست و صبر كريم نقصان كريم [ 2749 ] آن يكى جودش گدا آرد پديد * آن دگر بخشد گدايان را مزيد يعنى : حق تعالى را دو جودند : جود ايجاد گدايان و جود انعام گدايان . به جود اوّل گدايان را پيدا مىكند و به جود دويم « 8 » گدايان را نعمت مىبخشد . [ 2750 ] پس گدايان آينهء جودِ حق‌اند * و آنكه با حق‌اند ، جود مطلق‌اند چون فقير دو قسم است : يكى زاهد و عابد است و ديگر عارف و و اصل است ؛ و آن

--> ( 1 ) . ش : تعيين كردن طريق زن . ( 2 ) . س : روى . ( 3 ) . س : - شوى خود را . ( 4 ) . ش : حق . ( 5 ) . ش : گواهى . ( 6 ) . س : + و . ( 7 ) . ش : گدا . ( 8 ) . س ، ش : دوم .