محمد رضا لاهورى
74
مكاشفات رضوى ( شرح مثنوى مولانا جلال الدين محمد بلخى ) 0 فارسى )
شدند از حصول مراد . دوم آنكه ) عدم حصول مراد وقتى ناقض مدّعاى شير تواند شد كه شير جمع آمدن توكّل و جهد را سبب حصول مراد دنيا گفته باشد . قاطبهء مدّعاى شير آن است كه جمع كردن جهد و توكّل ، انقياد مراد است مر حق تعالى را . و اقدام بر سنّت انبيا ، خواه به مراد دنيوى كه پيشنهاد همت مكّاران بود برساند ، خواه نرساند ؛ فافهم . قوله : صد هزار اندر هزاران « 1 » مرد و زن * پس چرا محروم ماندند از زمن زمن ( بفتحتين ) روزگار و زمانه ؛ ( كذا فى الصراح ) . قوله : كرد وصف مكرهاشان ذو الجلال * « لِتزولَ منْهُ أقلالُ الْجبال » اشارت [ است ] به آيهء : « وَ إِنْ كانَ مَكْرُهُمْ لِتَزُولَ مِنْهُ الْجِبالُ . » « 2 » قوله : جز كه آن قسمت كه رفت اندر ازل * روى ننمود از سگال « 3 » و از عمل سگال ، انديشه . اشارت [ است ] به آيهء : « نَحْنُ قَسَمْنا بَيْنَهُمْ مَعِيشَتَهُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ رَفَعْنا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجاتٍ . » « 4 » پس به مقتضاى آيه ، قسمت ازلى سابق است بر كسب عباد ؛ و ذلك هو المرصاد . قوله : كسب جز نامى مدان اى نامدار * جهد جز وهمى مپندار اى عيار اى نقّاد ، اگر حق تعالى استطاعت بخشد ، بنده از كسب كه عبارت از استعمال قوا و آلات است ، در امور مخلوقه و مقدّره عاجز نبود ؛ پس اين كسب ، نامى بيش نباشد . نگريستن عزرائيل - عليه السّلام - . . . قوله : نك ز درويشى گريزانند خلق * لقمهء حرص و امل زانند خلق
--> ( 1 ) در نسخهء ق : از . ( 2 ) ابراهيم ( 14 ) آيهء 46 : « هرچند كه از نيرنگهايشان كوه از پاى درآمد . » ( 3 ) در نسخهء ق : شكار . ( 4 ) الزخرف ( 43 ) آيهء 32 : « حال آنكه ما روزى آنها را در اين زندگى دنيا ميانشان تقسيم مىكنيم . و بعضى را به مرتبت ، بالاتر از بعضى ديگر قرار دادهايم . »