محمد رضا لاهورى

57

مكاشفات رضوى ( شرح مثنوى مولانا جلال الدين محمد بلخى ) 0 فارسى )

بسوزد يا بوى ناخوش استشمام نمايى . قوله : [ مهر پاكان در ميان جان نشان ] * دل مده الّا به مهر دلخوشان گويا طالب صادق نعره از دل برآورد و گفت : كجا يابم دلخوشان را ؟ در جواب او اين بيت مىفرمايند . بدانكه ، طالب حق را از صحبت و ملازمت صاحب‌دلى چاره نيست ؛ زيرا كه مدعيان شيطان سيرت ، مثل وزير جهود باشند . از مرگ خود نهراسند و غير اغواى عوام ، كار ديگر نشناسند . پس مريد را بايد كه از اختلاط نااهلان بپرهيزد و در پناه صاحب‌دلى بگريزد . تعظيم نعت محمد - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - . . . چون بالا فرمودند كه : مهر پاكان در ميان جان نشان الخ ، آن قول را به اين قول تأييد برسانند كه مهر پاكان اين نتيجه مىبخشد كه از بركت تعظيم نام محمدى - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - از شرور آن اميران شرير بر يك طايفه از قوم جهود محفوظ ماند . پس دولت مواصلت نيكان اگر دست ندهد ، بارى تخم محبت ايشان در دل بكارد و بر ذكر مناقب اهل اللّه خود را بدارد . كما قال : قوله : نام احمد چون حصارى شد حصين * تا چه باشد ذات آن روح الْأمين روح ، عبارت است از جوهر مدبّر بدن يا چيزى كه در حكم بدن باشد . چنانچه قرآن را حق تعالى روح خواند ، وجهش اينكه تدبير امت بدان حاصل است . پس مجموع امت به منزلهء بدن باشد و قرآن به مثابهء روح مدبّر . و تدبير جوهر روح ، چون مقارن خطا كه آن خطا مانند خيانت باشد نباشد ، در كارخانهء الهى به روح الأمين موسوم مىگردد . و اگر تدبير آن جوهر به امورى كه ما فوق قدرت بشرى است تعلق شود ، روح اللّه و روح القدس اسم يابد . و شخص كامل كه تدبير او در عالم اشخاص بر اين وجوه باشد ، با وجود بدن عنصرى ملقّب شود به روح اللّه و روح القدس و روح الأمين ؛ اگرچه بشر است . از اين جهت مولوى ، حضرت رسالت‌پناه را - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - روح الأمين گفت و جبرئيل [ ع ] نيز به همين اعتبار روح القدس و روح الأمين است و حضرت عيسى - ع - هم همچنين .