محمد رضا لاهورى
40
مكاشفات رضوى ( شرح مثنوى مولانا جلال الدين محمد بلخى ) 0 فارسى )
يعنى ، در يكرنگى موافقت است ؛ مثل ماهى و آب زلال ، نه مخالفت و كدورت و ملال . و ماهى ، كنايه از وجود شخص كامل است ؛ و آب زلال ، وجود مطلق . پس وزير مكار خود را يكرنگ دين موسوى تصور كرده ، فتنه در قوم عيسى - ع - برانگيخت . [ و ] دو رنگ بود نه يكرنگ ؛ زيرا كه از اتحاد ترسيل اين دو پيغمبران غافل بود و از سرّ حقيقت خبر نداشت كه اختلاف الوان موجودات از رنگريزى اسماء و صفات است ، اما در خمّ احديت جز رنگ بىرنگى نيست . قوله : گرچه در خشكى هزاران رنگهاست * [ ماهيان را با يُبوست جنگهاست ] خشكى ، كنايه از عرصهء امكان ممكنات و جنگ ، ناسازى و خشونت [ است ] . قوله : چيست « 1 » ماهى چيست دريا در مثل * [ تا بدان ماند ملك عزّ و جلّ ] اشارت است به ضيق عبارات و كوتاهى تمثيلات از اداى مقصود . قوله : اين امانت زان امانت يافتست * [ كآفتاب عدل بر وى تافتست ] يعنى ، امانت پرتو ذات كه حافظ جميع اسماء و صفات است ، تعليم امانت به خاك فرموده ؛ زيرا كه عدل الهى به اهل مىسپارد . خاك اهليت اين امانت داشت كه جنس دانه را به خيانت ظاهر كند . و آدم خاكى قابليت آن امانت ، ارض و سماوات متحمل آن نتوانست شد . « [ وَ ] لِكُلٍّ وِجْهَةٌ هُوَ مُوَلِّيها . » « 2 » قوله : [ تا نشان حق نيارد نوبهار ] * خاك سرّها كى نمايد « 3 » آشكار اين بيت با ابيات ما بعد ، اشارت است به مضمون آيهء : « فَانْظُرْ إِلى آثارِ رَحْمَتِ اللَّهِ كَيْفَ يُحْيِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها . » « 4 » قوله : [ آن جماد از لطف چون جان مىشود « 5 » ] * زمهرير قهر پنهان مىشود
--> ( 1 ) در نسخهء ق : كيست . ( 2 ) البقرة ( 2 ) آيهء 148 : « هر كسى را جانبى است كه بدان روى مىآورد . » ( 3 ) در نسخهء ق : را نكرده . ( 4 ) الرّوم ( 30 ) آيهء 50 : « پس به آثار رحمت خدا بنگر كه چگونه زمين را پس از مردنش زنده مىكند . » ( 5 ) اين بيت در نسخهء ق يافته نشد ، و مصرع اول آن از مثنوى جعفرى برگرفته شد .