محمد رضا لاهورى

24

مكاشفات رضوى ( شرح مثنوى مولانا جلال الدين محمد بلخى ) 0 فارسى )

قوله : گفت « 1 » اينك ما بشر ايشان بشر * ما و ايشان بستهء خوابيم و خور اشارت است به آيهء : « ما هذا إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُرِيدُ أَنْ يَتَفَضَّلَ عَلَيْكُمْ . » « 2 » قوله : گرچه هر دو بر سر يك بازىاند * [ . . . ] يعنى بر سر يك كارند كه در امر تكلّف ، شريك همند . قوله : [ . . . ] * ليك « 3 » با هم مروزى و رازىاند يعنى همشهرى نيند كه با هم دوست باشند ؛ يكى از جايى و ديگرى از جايى . و مىتواند بود كه تعداد دو شهر از بهشت و دوزخ باشد . قوله : ميم و واو و ميم و نون تشريف نيست * لفظ مؤمن جز پى تعريف نيست يعنى لفظ مؤمن مكتوبى يا ملفوظى خلعت نيست تا هركه بپوشد ، مؤمن شود . و اين لفظ از براى تعريف است ؛ پس بايد كه اين تعريف به هركه صادق مىآيد و معنى اين لفظ در ذات [ هر ] كه موجود است ، القصه مؤمن حقيقى را امارات و علامات باشد . كما قال رسول اللّه - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم : « أنا من نور اللّه و المؤمن من نورى « 4 » . » پس مؤمنان همه يكتن و يكدل و يك جان باشند . چنانچه منقول است كه اصحاب صفّه سيصد تن بودند . اگر يكى از آنها سير خوردى ، گرسنگى همه بر طرف شدى . و يكى اگر براى استبرا رفتى و يا استنجا رفتى ، تقاضاى جمله منعدم شدى . قوله : حرفْ ظرف آمد درو معنى چو آب * بهر معنى « عِنْدَهُ أُمُّ الْكِتابِ » اشارت است به آيهء : « لِكُلِّ أَجَلٍ كِتابٌ . يَمْحُوا اللَّهُ ما يَشاءُ وَ يُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْكِتابِ . » « 5 » حاصل معنى آنكه ، لفظ به منزلهء ظرف است و معنى به جاى آب و بحر ؛ يعنى ذات حق

--> ( 1 ) در نسخهء ق : گفته . ( 2 ) المؤمنون ( 23 ) آيهء 24 : « . . . اين مرد انسانى است همانند شما ، مىخواهد بر شما برترى جويد . » ( 3 ) در نسخهء ق : هر دو . ( 4 ) « من از نور خدا هستم و مؤمن از نور من است . » ( 5 ) الرعد ( 13 ) آيات 38 و 39 : « . . . و هر امرى را زمانى مكتوب است . خدا هرچه را بخواهد محو يا اثبات مىكند و ام‌ّالكتاب نزد اوست . »