محمد رضا لاهورى
20
مكاشفات رضوى ( شرح مثنوى مولانا جلال الدين محمد بلخى ) 0 فارسى )
خلوت طلبيدن آن ولى . . . قوله : [ گفت : كوى او كدامست در گذر ] * از « 1 » سر پل گفت و كوى غاتفر [ غاتفر ] ، نام محلهاى است در سمرقند . قوله : گفت پيغمبر كه هر گوهر « 2 » نهفت * زود گردد با مراد خويش جفت قال النبى - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم : « من كتم سرّه ، فقد حصل أمره « 3 » . » قوله : وعده كردن را وفا بايد به جان * تا ببينى در قيامت فيض آن « 4 » اشارت است به آيهء : [ وَ ] أَوْفُوا بِالْعَهْدِ إِنَّ الْعَهْدَ كانَ مَسْؤُلًا . » « 5 » و قال النبى - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم : « المؤمن اذا وعد فى العهدة دين « 6 » . » دريافتن آن ولى رنج را . . . الخ . قوله : تا شود محبوب تو خوشدل به دو * كرد آسان اين همه مشكل به دو « 7 » لفظ با [ در ] هر دو مصرع ضمير باشد راجع به زرگر . يا در مصرع ثانى به معنى اثنين باشد ؛ يعنى زرگر و كنيز . اگر دوبهدو شوند ، در اين صورت اين بيت ذو قافيتين خواهد بود . قوله : زر اگرچه عقل مىآرد و ليك * [ . . . ] مراد عقل معاش است كه كار دنيا رونق دهد .
--> ( 1 ) در نسخهء ق : او . ( 2 ) همان : گفت پيغامبر كه هركه سرّ . ( 3 ) نك : احاديث مثنوى ؛ ص 3 . « هركس راز او را پنهان دارد ، به راستى كارش به نتيجه رسد . » ( 4 ) اين بيت در نسخهء ق و از دريا به دريا يافته نشد . ( 5 ) الإسراء ( 17 ) آيهء 34 : « [ و ] به عهد خويش وفا كنيد كه بازخواست خواهيد شد . » ( 6 ) « مؤمن زمانى كه قولى داد ، در گرو و عهدهء دين [ آن ] است . » ( 7 ) در نسخهء ق يافته نشد ؛ نك : از دريا به دريا ؛ ذيل تا شوى .