محمد رضا لاهورى

1

مكاشفات رضوى ( شرح مثنوى مولانا جلال الدين محمد بلخى ) 0 فارسى )

خطبه كتاب بسم اللّه الرّحمن الرّحيم نه هر حمد سزاوار آفريدگار جهان و جهانيان است ، نه هر حامدى كاشف اسرار قرآن است . نه هر مثنوى خوانى مثنوى دانست ، نه هر گدايى محرم اسرار سلطان است . سرّ اين نكته بر اولو الألباب عيان است ؛ جايى كه عيان است ، [ چه حاجت به بيان است ] . ( رباعى : ) عالم همه مانند تن و جان حمدست * بخشيدن هم به حمدگويان حمدست حمدى كه ز ماست آن نه حمدست ترا * حمدى كه تراست مر ترا آن حمدست پس منصب حامديت مسلّم است بر صاحب مقام محمود كه به حقيقت حمد ذاتى - بىپرده و صفت - حامديت را به حمد آفرين باز سپرده . رافع لواى « لا أحصى ثناء » « 1 » پيشواى انبيا محمد - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - كه حقيقتش معبّر است به تعيّن اول و تأخير اوست به تقديم به اول . « أشهد أن لا إله الّا اللّه وحده لا شريك له و أشهد أنّ محمدا عبده و رسوله » « 2 » « [ إِنَّا ] أَرْسَلْناكَ شاهِداً وَ مُبَشِّراً وَ نَذِيراً . » « 3 » - صلّى اللّه عليه و على آله و اصحابه و سلّم تسليما كثيرا كثيرا .

--> ( 1 ) اشارت است بدين حديث : « لا أحصى ثناء عليك أنت كما أثنيت على نفسك . » يعنى من نمىتوانم از عهدهء ستايش تو برآيم ؛ تو چنانى كه خود را ستوده‌اى . نك : المعجم المفهرس لألفاظ الحديث نبوى ؛ و نسنك ، ج 1 ، ص 304 . ( 2 ) « گواهى مىدهم كه نيست خدايى مگر اللّه . يگانه است [ و ] انبازى ندارد . و گواهى مىدهم كه محمد بنده و فرستادهء اوست - درود خداى تعالى بر او و خاندان و ياران او و سلام بسيار [ بر آنها ] باد . » ( 3 ) الأحزاب ( 33 ) آيهء 45 ؛ الفتح ( 48 ) آيهء 8 : « اى پيامبر ، ما تو را فرستاديم تا شاهد و مژده‌دهنده و بيم‌دهنده باشى . »