الفيض الكاشاني

85

سراج السالكين منتخب مثنوى معنوى ( فارسى )

احياء علوم الدّين داشته و شاهكار خود ، يعنى المحجّة البيضاء ، را در تهذيب و احياى آن پرداخته است . پس ، گونه‌اى دلبستگى و رويكرد به شيوهء « دين‌نگرى » ى ابو حامد غزّالى ، از مشتركات جلال الدّين بلخى و علّامه فيض كاشانى است ؛ و به اندك ژرف بينى مىتوان هماننديهاى فراوان در گفتارها و انديشه‌هاى اين سه تن جست . 121 ذوق ادبى فيض هم بىترديد در مثنوىگرائى وى بىاثر نبوده است . فيض از عالمانى است كه نه تنها به فارسى نگارى عنايت داشته ، از ذوق شاعرى هم بهره‌مند بوده و به فارسى شعر مىسروده است . استاد فقيد ، دكتر سيّد ذبيح اللّه صفا ، دربارهء شعر او اين‌گونه سخن گفته است : « فيض شاعرى متوسّط . . . بود و مجموعهء بزرگ اشعارى به زبان پارسى از او بازمانده كه مشتمل است بر انواع شعر از قصيده و غزل و قطعه و رباعى در منقبت و مناجات و بيان مطلبهاى عرفانى و اخلاقى و جز آنها ، جز آنكه در همهء آنها نه خشكى زهد و تعبّدى كه از مرد فقيه و محدّث انتظار مىرود رخنه كرده ، نه آنچه از عارفى كه به كنه ذوقيّات رسيده باشد » . 122 فيض در آغاز سراج السّالكين چنين رقم زده : « . . . فهذا منتخب من در بحر المثنوىّ للمولوىّ المعنوىّ - قدس سرّه - ، قد التقطتها على حسب نظرى الحاسر و فكرى القاصر جامعا لفريق من شتاتها و مشتتا لجمع من جماعها ، تحصيلا للتّناسب الأشد و التّرتيب الأسد حسب ما يقتضيه الانتخاب ، مفصّلا و معنونا بفصول و عنوانات اكثرها غير ما فى الكتاب . . . » و چنين سروده : كردم از روى بصيرت پيروى * شش كتاب مثنوى معنوى بر گرفتم زان بحار پردرر * جوهرى چند از فرائد وز غرر جمع كردم از براى سالكان * تا كه زاد راه برگيرند از آن دادمش ترتيب و نظم تازه‌اى * تا بود نيكو و نيك آوازه‌اى