الفيض الكاشاني
71
سراج السالكين منتخب مثنوى معنوى ( فارسى )
است به جناب كبريا ، اگرچه هر يك به ديگرى محتاج است . امّا چون همه كس را جمع بين الكمالين بكمال ميسّر نيست ، طالب حق و سالك راه حق اكتفا به هر كدام ازين دو طريق كه مناسب حال او باشد ، با مقدار ضرورى از ديگرى ، مىنمايد ، و به يكى ازين دو فرقه ملحق مىگردد . چرا كه همه كس به يك راه نمىتواند رفت ، و هر بارى را هر كسى بر نمىتواند داشت . ع : طعمهء هر مرغكى انجير نيست . هر كسى را بهر كارى ساختند * ميل آن در خاطرش انداختند اهل علم رياضت نفسانيّه مىكشند به فكر و تعلّم و خشوع ، و اهل زهد رياضات بدنيّه مىكشند به ذكر و تهجّد و جوع ؛ آن طلبكار اوست ، و اين را نيز روى عجز و نياز بدوست ، كه « بدين در همه را پشت عبادت خم از اوست » ، « لِكُلٍّ وِجْهَةٌ هُوَ مُوَلِّيها فَاسْتَبِقُوا الْخَيْراتِ » [ البقرة ، 148 ] . ليكن اهل علم اگر به علم خود منتفع شوند ، فاضلترند از اهل عبادت . در كافى از حضرت امام محمّد باقر - عليه السّلام - روايت كرده كه فرموده : « عالمى كه به علم خود منتفع شود فاضلتر است از هفتاد هزار عبادتكننده » . و آيات قرآنيّه و احاديث درين باب بسيار است . و صاحب زهد و عبادت ، اگر قدرى وافر از علم تحصيل كرده باشد و اخلاص نيّتى داشته باشد ، كه از راه زهد و عبادت و تقوى او را معرفتى حاصل شود كه بالاتر باشد از معرفت اهل نظر و فكر و تعلّم . و بالجمله همچنان كه قومى از حضرت پيغمبر - صلّى اللّه عليه و آله - مسائل دينيّه فرا مىگرفتهاند ، و تحصيل علم احكام شرع مىنمودهاند جهت رسانيدن آن به ذوى الحاجات ، همچنين قومى در صفّهء مسجد نشسته ، خود را بر ذكر حق و مراقبهء باطن بسته ، به كارى ديگر نمىپرداختند ، و ايشان را « اصحاب صفّه » مىگفتند ، و در شأن ايشان اين آيه نازل شد كه : « لِلْفُقَراءِ الَّذِينَ أُحْصِرُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ » [ البقرة ، 273 ] يعنى : مالى كه مىخواهيد در راه خدا صرف كنيد به درويشانى بدهيد كه خود را حبس كردهاند در راه